طبق ضرب المثل “تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها”، من درمیابم که نه همه، ولی درصد بسیار بالای از ضرب المثل ها کاملا درست و واقع بینانه هستند. و به همین دلیلِ درستی و ضریب خطایِ کم این جملات کوتاه بوده که در میان مردم جا افتاده و باب شده و سینه به سینه گشته تا به نسل ما رسیده و در اثر پرکاربردی و صحت این ضرب المثلها به نسل های بعدی هم منتقل میشه. به عنوان مثال: “هر چی سنگه، مال پای لنکه”. آدم هر چی بدبختر باشه، بیشتر مکافات میکشه. مثلا کسی که بدهکاره و معتاد هر روز وضعش بدترتر میشه. زنش طلاق میخواد. پول نداره برای بچه اش یه زغال اخته بخره حتی و هر روز درجه اعتیادش بیشتر میشه و …
منظور اینه که این ضرب المثلها کشکی ضرب المثل نشدند. از زیر دست هزارها نفر متخصص گذشتند و از صدها صافی و قیلتر رد شدند تا مث الان شدند پرکاربرد. و چون منعکس کننده واقعیت و حقیقتی هستند بدین گونه پایدار و پرکاربرد مانده اند.(در این داستان شما تعدادی زیادی ضرب المثل خواهید یافت.)
نتیجه این بحث کوتاه آنکه:
با استناد به راهکار ضرب المثل ها: صداقت، یکی از معدود صفاتیست که انسان را پراعتبار، پایدار و مانا میکند.
مشترک فید وبلاگ شوید…
نوامبر 9, 2009 روی 10:02 ق.ظ
من خودم از اون کسايي هستم که عاشق استفاده از ضرب المثل ها هستم… توي صحبت روزمره، توي داستان هايي که مي نويسم، توي ترجمه هام حتي…
به نظرم، زبان، بدون ضرب المثل يه چيز خيلي بزرگ رو کم داره!
نوامبر 9, 2009 روی 5:40 ب.ظ
بیشتر از ضرب المثل دوست دارم از اشعار تو زندیگیم و تو صحبتهام استفاده کنم
بعدش هم، اگر چیزی درست نبود و در بین مردم اتفاق نمی افتاد اصلا رایج نمی شد پس خط دومی مطلبتون را میشه با جمله (چشم بسته غیب گفتی) در تناظر قرار داد
نوامبر 10, 2009 روی 10:08 ق.ظ
برای اینکه صریحتر منظورم را برسونم، بعضی وقتا باید توضیح واضحات داد… توضیح میدی تا چیزی که باعث شده اون ایده تو ذهنت بیاد برای خواننده روشنتر بشه.