بایگانیِ دستهٔ'سینما'

اَوِتار و کامرون

اواتار پادشاه دنیای سینما شد. هم رکورد دومستیک که سالها دست تایتانیک کبیر بود رو شکست هم چند روز قبل‌ترش با پشت سر گذاشتن باز هم تایتانیک پرفروش‌ترین اعصار در کل دنیا شده بود. درسته جیمز کامرون شاید فکرشو می‌کرده به پای تایتانیک ممکنه برسه اما نه دیگه تو 47 روز!؟ تایتانیک تو 252 رسید به این رکورد و این به معنی‌ست که فروش این فیلم تا دو و نیم میلیارد دلار هم خواهد رسید. وارد حاشیه‌ی فروش نمیشم. اما کامرون کاری کرد که حداقل تا بیست سال دیگر دست‌نیافتنی خواهد بود. مگر اینکه تورم بالای پنجاه درصد بره وگرنه جاودانگیش حفظ خواهد شد. این رکوردهایی که از نظر مالی زده فعلا یازده‌تاست که تا پانزده‌تاش قابل پیش‌بینی هست. اما این‌ها اهمیتی آنچنانی ندارد. جوایزی که تا به حال برده و مخصوصا  9 اسکاری که نامزد شده و به ظن بسیاری به دلیل شباهت برنده‌های گلدن‌گلوب به برنده‌های اسکارِ همه‌ساله، دور از ذهن نیست که حداقل هفت اسکار رو بگیره، اهمیت داره. و بسیاری معتقدند کامرون در مقابل با همسر سابقش(کاترین بیگلو) پیروز است. که البته در SAG نبود. [م.ن: نوشته یک‌ماه قبلم در مورد فروش اواتار]

http://photos.upi.com/story/t/65e6e955600edcf5f05ae52ea251b8ea/Avatar.jpg

جایگاه کامرون در بلاک‌باستر شکی درش نیست که به اختلاف زیاد با مابقی فیلم‌سازان در رتبه‌ی نخست قرار داره. یعنی چه‌کسی دیگر می‌تواند دو فیلم غیردنباله‌داری بسازد و اینچنان فروش کند؟ مسلما کامرون یک استثناءی خارق‌العاده است و تقریبا تکرارنشدنیست. کامرون حتی در به‌پیش راندن سینما نقش بزرگی ایفاء کرده. ترمیناتور 2 سال 91 با آن انقلاب تصویری که کرد و نظراتی که بعضا معتقدند تایتانیک هم در جریان‌سازی‌هایی در سینما موثر بود و حالا هم که با انقلاب بصری سه‌بعدی خیره‌کننده‌ی اواتار روبرو هستیم. که سرآغازیست بر شروع تحول و سمت‌گیری فیلم‌ها به سوی سه‌بعدی ‌ساخته شدن. اما با این وجود این همه دستاورد مثبتِ کامرون، باز هم افرادی هستند که به کارش ایراد می‌گیرند. و ایرادهایشان هم وارد است. اما حواسشان نیست فرمولی که کامرون برای موفقیتش دارد فرمولیست که فقط می‌داند: چجوری جایزه‌ها و اسکار را درو کنه و بلاک‌باستری باشد که مدت‌ها بالای باکس‌آفیس بیاسته و هفته‌ها و ماه‌ها شاهد عبور مرور فیلم‌های معتدد باشه و بشه پرفروش‌ترین فیلم دنیا! این فرمولی بود که تایتانیک رو پرخرج‌ترین فیلم کرد و همچنین پرفروشترین و آینقدر جایزه و نامزد برد و این همه افتخار کسب کرد و دی‌کاپریو و وینسلت رو خلق کرد. و حالا باز هم آواتار پرخرج‌ترین فیلم تاریخ و پرفروش‌ترین فیلم تاریخ! باز هم با این دستاورد و انقلاب بصری و این‌همه جایزه و نامزدی… به این فرمول دست‌نیافتنی‌ ایرادهایی که بعضا می‌گیرند وارد نیست و در داخلش تعریف نشده‌ست. کدام فیلم معناگرای تونسته تو روز اول 72 میلیون بفروشه؟ که فیلم دخترکشِ گرگ و میش: ماه جدید فروخت؟. در لیست پرفروش‌ترین‌ها اکثر فیلم‌ها که دنباله‌دار هم بودند سوپر هیرویی و درکل عامه‌پسند بودند. و فیلم‌های عمیق فلسفی و معناگرا نهایت لطفی که بهش میشده این بوده که تو لیست تاپ 250 آی‌ام‌دی‌بی میومده یا تو روتن‌تومیتو از منتدین رنک بالایی می‌گرفته. برای همینه که میگم اون فرمول این چیزها درش تعریف نشده.

پ.ن: این پست تقدیم می‌شود به آمیر کافه توهم.(+)

مشترک فید وبلاگ شوید…

اواتار، پرفروش‌ترین فیلم دنیا؟!

صحبت عمده‌یِ عشق‌های سینما در این چند روز اخیر در مورد gross فیلم بسیار جنجالی Avatar است. این فیلم از جنبه‌های زیادی قابل بحث است. اما جنبه‌ی اقتصادی این فیلم توجه من رو بیشتر جلب میکند.
فیلم آواتار، فعلا در سه مقام رکورد دار محسوب میشود که عبارتند از پرفروشترین‌های هفته دومی و سومی به همراه پرفروشترین‌ها در ابتدای سال جدید. پیش‌بینی‌ها حاکی از آنست که تا ده رکورد تازه دیگر و به‌شدت غیرقابل دسترس پیش میرود. همکنون فیلم نولان، The Dark Knight، با 28 رکورد، پررکوردترین دنیای سینماست. تایتانیکِ کامرون هم با 13 رکورد دومین جایگاه را در دست دارد.
آواتار چند روز پیش-هفده روز بعد از اکران- فروش بین‌المللی‌اش رو به مرز یک میلیارد دلار رساند. همکنون این فیلم در جایگاه پرفروشترین‌های سینما در مقام سوم بعد از تایتانیک کبیر و ارباب حلقه‌ها: بازگشت پادشاه قرار دارد. به زودی آواتار دومین پرفروشترین فیلم دنیا خواهد شد. اما بحثی که وجود دارد اینست که آواتارِ کامرون در مصاف با تایتانیکِ کامرون شکست خواهد خورد؟
فروش تایتانیک به‌شدت عجیب و غریب بوده. فیلمی که در آن سالها پرخرج‌ترین محسوب میشد و به نوعی یک ریسک بزرگ بود آن موقع که یک کمپانی بیاید و دویست میلیون دلار برای یک فیلم هزینه کند. اما، پانزده هفته متوالی اول باکس‌آفیس شد و تا 41 هفته روی اکران بود. و شد پرفروشترین فیلم دنیا. که هنوزم با رکورد خیره کننده‌ی 1.8 میلیارد دلار اول جدول پرفروشترین‌های دنیاست. فیلم آواتار، که بعد از دوازده سال از سوی کامرون بیرون آمد، قابل پیش‌بینی بود که رکوردهای عجیبی میزند. رقم دقیق میزان هزینه فیلم هنوز منتشر نشده، ولی شواهد و شایعات زیادی هزینه فیلم را تا سیصد میلیون برآورد کردند. که این یعنی پرخرج‌ترین در دنیای سینما. بعد از گذشت تقریبا سه هفته از فروش این فیلم، خیلی‌ها از نحوه‌ی فروش فیلم برآن گمانند که آواتار از تایتانیک هم بیشتر خواهد فروخت. نظر من اینست که نمیشود با قطعیت گفت، ولی احتمالش بالاست. تایتانیک معلوم نشد چرا اینقدر فروخت. اصولا فیلم‌هایی که از دنباله‌ایی ساخته نمیشود و فیلم‌های سریالی نیستند، روی فروش‌شان نمیشه نظر دقیقی داد. حال آنکه پرفروشترین‌های سینما دنباله‌ای بودند. نظیر: ارباب حلقه‌ها، دزدان دریایی کارائب، جنگ ستارگان، هری پاتر، اسپادرمن و … . آواتار نه تنها دنباله‌ای محسوب نمیشود بلکه ملت هیچ ذهنیتی از آن ندارند. آخه فیلم در 150 سال بعد اتفاق می‌افتد. اینست که فروش دقیق فیلم قابل پیش‌بینی نیست. ولی از نحوه فروش تا این نوزده روز میشود گفت به احتمال بالایی تا نزدیک دو میلیارد دلار فروش پیش میرود. اما اینکه آیا در آمریکای شمالی رکوردی از خودش به جا میگذارد جای بحث دارد. همانند تایتانیک که حدود دوسوم فروشش مربوط به سینماهای جهانی شد، این فیلم هم از فروش جهانیِ بیشتر بخت آن را دارد که رکوردزن باشد.

پ.ن: مربوط به پست قبل: پیش‌بینی اسکار 2010 از دیدگاه محمدرضا آزادی

مشترک فید وبلاگ شوید…

روزنوشت[بیست‌دَه، پیش‌بینی اسکار 2010، بازی وبلاگی]

سال بیست‌دَه بر شما خوانندگان وبلاگ این حقیرِ فقیر مبارک. امیدست امسال سال پرشکوه و جلالی باشد. و ای‌بسا بهتر از سال پیش…

خب اسکار 2010 داره نزدیک میشه. و چیزی که هست ملت عاشق سینما شروع میکنند به لیست نوشتن، حدس و گمان زدن و الخ. منم به سهم خودم میخوام چند تا از اونایی که بیشتر مطمئنم رو بگم، ببینم چقدر مث سال پیش تو ذوقمون میزنند با اون فیلم هندی تخمی سال قبل.
بهترین فیلم رو به‌گمون میدن به آواتار. قبل از اینکه ادامه بدم باید بگم فیلم آواتار به چندین علت دارای اهمیت ویژه‌تری هست. اولا، بیش از یک دهه‌ست که کامرون فیلم داستانی بلند ارائه نداده بوده. دوما، انقلاب تصویری که تو این فیلم تکنولوژی تصویری سینما رو یک قدم بزرگ جلو کشوند، مطمئنا آنقدر خیره‌کننده بوده که چشم منتقدین را هم گرفته. خب به‌نظرم بهترین کارگردانی هم به جیمز کامرون میدند.(در مورد کارگردانی، تقریبا همه متفق‌القول هستند که کامرون میبره). بهترین فیلم‌نامه اورژینال(یا غیراقتباسی) به احتمال زیاد مروبط به «حرام‌زاده‌های بی‌سیرتِ» کوئنتین تارانتیو میشه. بهترین بازیگر مرد، به احتمال بسیار بالا به جورج کلونی تعلق میگیره به خاطر درخششش در فیلم پرجایزه‌ی «بالا در آسمان». البته براد پیت هم به احتمال قوی نامزد خواهد شد.- خیلی دلم میخواهد براد اسکار بگیره-. بهترین بازیگر زن هم به اعتقاد من متعلق به ساندار بولاک است. البته مریل استریپ هم حتما نامزد خواهد شد. بهترین بازیگر مکمل مرد هم بی‌شک مالِ کریستوفر والتز است. که در آخرین فیلم تارانتینو بسیار درخشید. بهترین بازیگر مکمل هم احتمالا به مریل استریپ میدند. در مورد جلوه‌های ویژه و صدای متنِ اورژینال هم بی‌شک آواتار میبرد. در مورد انیمیشن باید بگم «بالا» خواهد برد.
پ.ن: مابقی موارد هم پیش‌بینش تا حدودی سخت است. اما اینها هم بیشتر قابل توجه هستند و هم  قابل پیش‌بینی‌تر.

در اینجا فرصت رو مغتنم شمرده و سه نفر رو به یک بازی دعوت میکنم: نفرات دعوت شده، حتی شما هم دعوتید، اما برای خاص‌تر شدن: هدا، ایمان،  آمیر
عنوان بازی: پیش‌بینی اسکار 2010
نحوه بازی‌کردن: معرفی کوتاه احتمالات اسکاری شدن همراه با چاشنی . نمونه: پاراگراف دوم همین پست.

روزنوشت[یک نوشته، فیلم "مارلی و من"]

  • اول، این متن را بخونید:
از آن دسته مردها بود که وقت بارانی یا کت خریدن اول به آسترش خوب نگاه میکرد و بعد که از رنگ و دوخت ساتن آستر مطمئن میشد آن را پرو میکرد و دست آخر از فروشنده- با یک حالت فخرآمیزی- می‌پرسید «ببخشید این کت چند؟» یا آرام با سبابه چند ضربه میزد به تخته‌ی کف کفش که حتما صدای چرمش بیاید بعد میگفت «شماره چهل و سه لطفا». خیلی وقتها آدم وسوسه میشد که صورتش را توی بیخ گردنش فرو کند و مطمئن باشد که یک بوی بی‌نظیر دلپذیر نصیبش میشود. من اکثر اوقات باران که میزد گوشم بی‌تاب زنگ تلفن میشد که برای قهوه عصر زنگ بزند و همانطور تامنینه بگوید «خانم پیاده‌روها رو دیدین؟ بوی بارون تو تراس شما هم پیچیده؟» بعد عصر که میشد میدیدم که از دور با آن لبخند مرموزش می‌آمد و مثل همیشه انگار که بازی رنگها را بداند، شال ارغوانی‌اش را با سورمه‌ای بافتنی‌اش ست میکرد و به من که میرسید هر دو بازویم را میگرفت و بعد هوای بینمان را با چشمهای بسته- انگار که دارد همه‌ی من‌را تنفس میکند- عمیق نفس میکشید ومیگفت «این هم بارون که سفارش داده بودین». بعد دستش را میکرد توی جیب شلوارش و آرنجش را تعارفم میکرد که یعنی بیا ردِ این پیاده‌رو را بگیریم و تا آخر برویم…ا

 

این بنظرم یک متن فوق العادست. صاحب نوشته اش را میدانم که زن است و این هم وبلاگش .تو گودر شیرش کردم. لایکش هم زدم. اما، این متن زیبا رو حیفم اومد کم خونده بشه اینه که اینجا هم عینا از این پست گذاشتمش تا شما هم چندین بار بخونید و لذت ببرید.
  • سال 2008 هالیوود، شاهد تولید چند فیلم عمده سگی بود. مثل «بولت» و «مارلی و من». دیروز فیلم مارلی و من را دیدم. فیلم واقعا سگی بود. به طوریکه 22 سگ مختلف در نقش محوری سگ فیلم نقش ایفا کردند. و اینقدر سگ محور است که تصوری که فرهنگ غرب نسبت به حیوانات خانگی(pet) دارند را مایی که در فرهنگمان به نوعی این چیزهارو نداریم، میتونیم علت کشش به حداقل سگ را درک کنیم. به عنوان مثال در جایی در آخر فیلم اُون ویلسون به سگش میگه: «بیش از هر چیزی دوست دارم». فیلم ساخته ی دیوید فرانکل هست که در ژانر خانوداگی-عشقی با بازیهایی خوب اُون ویلسون و جنیفر انیستون با بودجه شصت میلیون، فروش بسیار عالی 143 میلیون را برای خودش رقم زد. این فیلم کریسمس سال پیش در رقابت با مورد عجیب بنجامین باتن دو هفته در صدر باکس آفیس بود. به نظرم فیلم خوبی است برای یک آخر هفته ی یک زوج تازه مزدوج. از آنجایی که فیلم به واسطه بازیهای خوب بازیگرانش و همچنین فیلمنامه خوبش(که یک داستان پرفروش هم بوده)، بافت طبیعی یک خانواده را در این دو ساعت و سه دقیقه به خوبی به تصویر میکشد، فیلم را قابل لذت کرده است. ریت من به این فیلم 7.5 است. و ملت هم بهش 7.1 دادند.
  • http://img2.pict.com/cd/0a/71/1464046/0/4018018465.jpg

    تنها نکته ای شاید شمارو جلب به دیدن این فیلم کلیشه کند، تمایل به سگی بودن فیلمه. و این خودش موردی هست که از برپچسب کلیشه ای بودن فیلم را خارج میکنه. یه نکته ی جالب فیلم اینه که به دلیل غیرعادی بودن شخصیت سگ فیلم، اسم مارلی زیاد توسط جان و جنی صدا زده میشه. به طوریکه شک کردم اگر آلپاچیو رکورد فا.ک را در صورت زخمی داره، این فیلم هم رکورد «مارلی» را داره. بعد، این اسم به نظرم قشنگ هم هست. مخصوصا که حرف «ر» دارد و بعدش «ل» اومده. یعنی طوری توی دهن زیبا میچرخه که جذاب میشه. و مطمئنا انتخاب این اسم یکی از دلایلش همین بوده.

مشترک فید وبلاگ شوید…

سانسور، حتی تو هالیوود!

مساله سانسور یکی از مسائلیه که در هر جامعه ای رخ میده. این سانسور لزوما منع کننده و آسیب رسان نیست. چه بسا گاهی اوقات منجر به رشد بهتر و زندگی سالمتر میشه. متاسفانه وضعیت سانسور در ایران اصلا قابل بحث نیست و همه ی ما به نوعی با انواع اقسام محدودیت ها و سانسورهای آسیب رسان برخورد داشتیم. سانسورِ درمانگر این چیزی نیست که ما الان شاهد اجراش هستیم. الان شاهد اجرای غیرمنطقی، ضربه زن و کاملا خودکامانه ای از سانسور هستیم.
مقصودم از این مقدمه اینه که در فیلمهای هالیوودی هم درجه بندی سنی هست. این نیست که فک کنید کیلویی کمپانیها فیلم میسازند و میندازند روی اکران. سازمانی هست به نام MPAA اول کلمات Motion Picture Assosication of America، که مسئول نظارت بر همین موضوع را داره. پنج نوع درجه سنی مختلف تشخیص دادند برای فیلمها. که البته به نظرم به نسبت فرهنگ ایرانیها تا ده نوع درجه سنی هم جا دارد که باشه.

خب عکسها خودشون گویای مطالب هستند. از بالا به پایین شدت صحنه های حاوی مشتقات صکثی، مصرف موادمخدر، خشونت و … بیشتر میشند.




درجه سنی در فیلم، یکی از موارد مهمیه که باید بهش توجه کرد. البته مخاطبان این وبلاگ همه بالای هیجده سالند و این حرفها به نظرشون مسخره بیاد شاید. ولی کدامیک از ماها که موقعیت دیدن فیلم آنچنانی را داشتیم، ولی ندیدیم؟ این به علت عدم آموزش صحیح نوجوانان برای دیدن فیلمهایی که قانونا مجاز به دیدنش نیستند، هست. و بدون شک تاثیرات مخربی بر روحیه و افکار نوجوان میگذاره، چون بلخره کلی روانشناس و جامعه شناس دور هم جمع شدند و این رده سنی ها را با توجه به میزان و شدت رشد کودکان و نوجوانانشون در فرهنگ حاکم کشورشون، تعیین کردند.

MPAA Logo

نکته مهم در این رده بندی ها توجه مخاطب سن بالای 17 ساله. مثلا خیلی از کمپانی ها به عمد سعی میکنند از MPAA رتبه ی PG نگیرند. چرا؟ چون درست است مخاطبان PG ی وجود دارند و خوب هم به سنیما میاید. ولی آمار نشون میده فیلمهای اسلوب دار و کار درست به استثنای انیمشن ها در رده سنی PG آنچنان شانس فروش بالایی ندارند. این قضیه به شکلی بسیار شدیدتر برای رده NC-17 حاکمه. که اون هم برمیگرده به کم مایه بودن این فیلمها که در یه روزنوشتهام به اختصار اشاره ای کردم. اما در جبهه ی مقابل، اکثر فیلمهای قوی، شاهکار و پولساز از رده ی R هستند. حتی فیلمهایی بودند که با افزودن درجه ای خلوص ماچ و بوسه خودشون را تو این رده چپوندند. علت محبوبیت این رده سنی برمیگرده به دسته ی عظیم تماشاگری که برای دیدن این دسته فیلمهای مناسب هستند. و هر جا که تماشاگر بیشتر باشد، همانجا پول هست. آنجا که پول باشد، فیلم خوب هست. و آنجا که فیلم خوب باشد، ژانرهای متفاوتی تولید میشه و رونق سینما اونجا میگرده و تولیدات آنچنانی میشه.

برای کسب اطلاعات بیشتر به این صفحه مراجعه کنید. و ضمنا، در اکثر پرفایلهای IMDb این درجه وجود داره.

مشترک فید وبلاگ شوید…

فصل رکود در سینمای هالیوود

بعد از فیلمهای خاص تابستونه، یه دوره رکود هست که هم ملت کمتر به سینما میرند و هم جریان تولید فیلمهای متوسط و ضعیف بازتر میشه. تا فیلمهای نسبتا کم مخاطب، برای نمایش نیروهای تازه، یا فیلمهایی که در مقابله با غولهای سینمایی دچار خفگی میشند و … در این دروه ها فرصت نمایش پیدا کنند. مثلا همین ماه اکتبر یکی از دوره های رکوده. یا مثلا ماه های اول میلادی.
فیلمهای تابستونه برای سرگرمی میاند و اکثرا پرپولسازترین فیلمهای سینما مربوط به تابستان و اللخصوص فیلمهای سوپرهیرویی(Superhero) هستند. و چون ملت اوقات فراغت بیشتری در این سه ماه دارند، بیشتر به سینما میاند و این چرخه تولید فیلمهای وقت پر کن، پرهزینه و غالبا تجاری به این صورت در تابستانها ایجاد میشه. به عنوان مثال میشه به The Dark Knight، Transfomers و Spiderman اشاره کرد.
فیلمهای شاخ سینمایی معمولا در رقابت با گرفتن تاریخ اکران آخرین ماه میلادی(دسامبر) تلاش زیادی میکنند. بخش عمده ای از فیلمهای خوب سال را میشه از اواسط نوامبر تا آخر دسامبر پیدا کرد. علت اهمیت اکران فیلمهای پرهزینه و با عوامل قدرتمند غالبا دو چیزه: یکی اینکه تعطیلات آخر سال هست و کریسمس(25 دسامبر) و ملت فرجه بیشتری برای آمدن به سینما دارند. و مورد مهم دوم اینه که نظر عوامل اسکار را به خودشان جلب کنند. جایزه های اسکاری هم این موضوع را تایید میکنند.

در هر صورت شما میتونید در سایت باکس-آفیس موجو تمام اطلاعات اینطوری را زیرو رو کنید.

پ.ن: دوست بسیار خوبم، مسعود.خ از دنیای وبلاگ نویسی کناره گرفت. وی که به تازگی وبلاگ جدیدالتاسیسش (مایکروگل) توسط وردپرس خاطی شناسایی و بسته شده بود با عنوان «پایان نوشته های بی پایان» به «نوشته های بی پایان»ش خاتمه داد. به امید موفقیت روزافزون برای او.

مشترک فید وبلاگ شوید…

جیک و پک سلبریتها

سایتهای مرجع و عمده در زمینه سینما کم نیستند. به دلیل اینکه هنر هفتم پرطرفدارترین هنر محسوب میشه، طبیعتا توجه مخاطبان زیاد به سینما و حواشی اون سایتهای مرجع و حرفه ای زیادی در مورد سینما را به وجود آورده. شاید معروفترین سایت  در این زمینه IMDb (Internet Movie Databse) باشه. سایتهای مطرح دیگه ای همچون RT (Rotten Tomatoes) و Yahoo! Movie را هم میشه جزو مراجع مهم نام برد. کار اصلی این سایتها در اختیار قرار دادن اطلاعات سینمایی و حواشی آنهاست و به خوبی هم کاور میکنند. این مراجع اصولا دیتابیس خیلی کاملی دارند. اما به دلیل حجم بی اندازه بزرگ این اطلاعات، و عدم دارا بودن اطلاعات خیلی خاص، سایتهایی در کنار این مراحع ایجاد شدند که در زمینه های خاصتر سینما و یا حواشی اون مشغولند.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/3/35/IMDb_logo.svg/300px-IMDb_logo.svg.png

مدتهاست یکی از مراجع عمده ام جهت دستیابی به اطلاعات خاص سلبریتها سایت WhosDatedWho یا WDW ست. از لحاظ اغناء و به روز بودن اخبار و حواشی سینمایی سلبریتیها کاملتر از این سایت تا به حال ندیدم. شما در این سایت از روابط سلبریتیها با یکدیگر(در گذشته و حال) مطلع میشوید. این اولین هدف سایت بود اما همکنون میتوانید روی جلد مشهورترین مجله های روز دنیا، آخرین اخبار سلبریتیها، آخرین عکسها از سلبریتیها(بیشتر این عکسها در ردکارپتهاست که البته عکسهای رفتن به رستوران یا برگشتن از استخر به همراه پارتنرشون هم وجود داره) و همچنین مطالب بسیار گسترده ی دیگری که توسط تیم بزرگ WDW تامین میشند، وجود دارند

http://www.whosdatedwho.com/include/images/logo/top1_a.jpg
کار جالب این سایت اینه که به کاربرانش امکان پست کردن خبر و یا هر مطلب دیگری را میده. که این کار با بدست آوردن پوینت مقدور است. پوینت (امتیاز) برای این است که اعتبار شما مشخص شود. و این امتیازها با آپلود کردن عکس و ویدیو، پیشگویی کردن اتفاقات و به روز رسانی اطلاعات و … بدست می آید. بعد از اینکه شما به پوینت معینی رسیدید توانایی دستکاری مطالب سایت را دارید. یه چیزی مثل Knol گوگله تقریبا. اینم جامعه ی این سایت.(یکی از مراجع تولید گاسیپ Gossip همین سایت محسوب میشه)
همچنین در این سایت داغترین سلبریتیهای ماه را میشه ببینید. میشه سلبریتها را با هم مقایسه کرد. میشه پیشبینی کرد! (مثلا فلانی با کی دیت میکنه؟!) و کلی اطلاعات و مطالبی که در صورت علاقه به سلبریتها شما رو هیجان زده میکند. شما در این سایت با این اطلاعات به موارد جالبی میرسید.

مشترک فید وبلاگ شوید…

فیلم The Hangover

فیلم خماری (The Hangover) در جون 2009 و به کارگردانی تاد فیلیپش اکران شد، کارگردانی که در کارنامه خود فیلم موفق Old Shcool را داشت و حالا با این فیلم کمدی فوق العاده به موفقیت دوباره رسیده به طوری که همکنون از نظر کاربران IMDb این فیلم جزو 250 فیلم برتر جهانه. میشود گفت این فیلم نسخه کمدی تمامی از فیلم Saving Private Ryan ه.
این فیلم کمدی مردهای بزرگسالی که دوست دارند در حال و هوای نوجوانیشان بموند و تو اون حال و هوا سیر کنند. و این کم کم به یک ژانر معتبر داره جا می افته. که شاید جاد آپاتو و تاد فیلیپس پروش دهندگان این ژانر پرطرفدارند.  در این فیلم بردلی کوپر، اد هلمز و زک گالیفیناکیس بازی بسیار خوبی به نمایش میگذارند. و این فیلم کمدی را پربار میکنند. این فیلم در رده سنی R قرار داره و به مدت زمان صد دقیقه است. این فیلم که فیلم تابستونی محسوب میشه، فروش خارق العاده داشته. فیلمی با بودجه 35 میلیون دلار و با فروش بیش از 270 میلیون دلار که میشه41 امین فیلم پرفروش تاریخ سینما.

http://blogsadmin.livemint.com/blogs/livelounge/the-hangover.jpg

در غرب آمریکا مرسوم است، دو شب قبل از مراسم ازدواج، داماد با دوستان یا ساقدوشانش به لاس و گاس رفته تا شبی را در هیاهوی لاس و گاس با دوستانش بگذارند و روز بعدش بیاید و عروسی کند. داگ(داماد) هم طبق این سنت مبارک با دو تن از دوستانش به همراه برادر نامزدش راهی این مسافرت میشند. صبح هنگامی که بیدار میشند، براثر مصرف ماده ای مخدر خاص هیچیک از کارهایی که دیشب انجام دادند را یادشون نمیاد. فقط با خانه ای آشفته، ببری در خانه و مهمتر از همه گم شدن داگ مواجه میشند. و تا انتهای داستان کم کم علت این اتفاقات مشخص میشود و آنچنان که قابل پیشبی هست، همانطور فیلم تمام میشود.
یکی از نکات قابل توجه فیلم، سبک تعریف و روایت داستان فیلمه. اول فیلم، نزدیکهای آخر فیلم را نشان میدهد. و در همان اوایل فیلم به گذشته میرند و تا انتهای داستان پیش میروند. که شاید ایده ی این کار از فیلم نولان، Memento گرفته شده باشد. همانطور که گفتم در ژانر کمدی جزو بهترینهای تاریخ سینما شناخته میشه. که این را به نظرم مدیون کارگردان، فیلمنامه زیبا، بازیگران توانا و نحوه روایت فیلمه.

در کل، به نظرم فیلمیست که باید دید و لذت برد و خندید. به خاطر خوش ساخت بودن و هیجاناتی که میتونه فیلم منتقل کنه، نمره من به این فیلم 8 از ده. 8/10

پروفایل فیلم در IMDb را هم برای اطلاعات بیشتر دریابید.

اگر اهل فیلم هستید: مطالب در زمینه فیلم بیشتر از پیش در این وبلاگ منتشر میشه. پس،درنگ نکنید و مشترک فید وبلاگ شوید…

فیلم Again 17

فیلم دوباره 17 (Again 17) در آپریل 2009، اولین فیلم جدی با نقش اولی زک افرونه که با همبازی بزرگسال خود (لزلی مان) بحث روابط پسرهای نوجوان با زنان بزرگسال را بیشتر مطرح میکند. همچنان در این فیلم شاهد مدل نوینی از تعریف و بیان داستان «گذر در زمان» هستیم. این فیلم در ژانر کمدی و رومانس قرار میگیره و در رده سنی pg-13 در مدت 102 دقیقه عرضه شده. همیچنین، بودجه ی فیلم بیست میلیون دلار بوده و بیش از 64 میلیون دلار فروش کرده که فروش خوبی محسوب میشه.

این فیلم خوش ساخت با بازی خوب و دخترکش زک افرون که قبلا اونو در موزیکال دبیرستان در کنار دوست دخترش، ونیسا هاجنز دیده بودیم. در این فیلم که پدری(مایک) سرخورده و وازده از زندگی را به تصویر میکشد که در سن سی و هفت سالگی زندگی را به انتها رسیده میبیند. تقاضایای طلاق همسرش از یکسو، عدم ترفیع رتبه در کار و همچنین عدم موفقیت در کنترل فرزندان همه و همه باعث شده زندگی را سیاه و سخت ببیند. آرزو میکرد میتواسنت به دوران اوج خودش، زمانی که در سن هفده سالگی عاشق دختری بود و جزو بهترین بازیکنان بسکتبال مدرسه بود بشه. ماجرای اصلی فیلم از اینجا آغاز میشه که در واقع مایک به صورت نامتعارف به ظاهر 17 سالگیش برمیگرده در صورتی که همه چیز همان صورت واقعی و فعلیشون هستند. مثلا بچه هایش که الان بزرگ شدند و در مدرسه ای یکسان درس میخونند را باهاشون رابطه برقرار میکنه و حتی به جایی میرسه که دخترش عاشق مایک(پدرش در ظاهر 17 سالگی) میشه. و در این ظاهر 17 ساله با سن واقعی 37 سالگی متوجه میشه چقدر میتونسته پدر بهتری باشه که پسرش اینقدر ترسو نباشه و دخترش با بدترین پسر دبیرستان دوست نباشه و … . در همین جریانات و اتفاقات ماجرای طلاق از همسرش در میان است. از یک سو ظاهر 17 ساله مایک و از سوی دیگر آگاهی از اوضاع واقعی وی از شرایطی که داشته باعث میشه خودش را در موقعیتی قرار بده که به سمت پیشرفت بره … ادامه و جزئیات فیلم را خودتون ببینید…

در یک جمع بندی شخصی، نمره ی من به این فیلم به دلیل شکل نوین تعریف داستان و بازیهای روان و موردپسند، از ده، هفت و نیم ه.7/10
برای اطلاعات بیشتر هم به پروفایل فیلم میتونید مراجعه کنید. همچنین، رد کارپت فیلم در پروفایل فیلم در یاهو موویز ببینید.

پی نوشت: فیلم زیاد نمیبینم، اما قصد دارم از این به بعد جدیدترین فیلم های جدیدی که میبینم یه نقد کوچکی واسش بنویسم. اصلا حرفه ای نیستم. ادعایی هم ندارم. اما این کارم فقط به قصد معرفی یه کار از دیدگاه منه که میتونه جنبه ی پیشنهادی داشته باشه که آقا، برو بشین این فیلما ببین یا بیخیالش شو و نبین. البته سعی میکنم خودم را به استاندارد نزدیک کنم که مطلب و وقتمون هرز نره الکی.

مشترک فید وبلاگ شوید…

بازی وبلاگی: تاپ تن فیلم‌تان

مقدمه: اصولا اگر بخوایم یکی را بهتر بشناسیم، چه کار میکنیم؟ دو نکته را باید بدونیم، اولش اینکه هر کسی دوست داره در مورد علاقه مندیاش یه هم صحبت داشته باشه و در اون موارد علاقه اش صحبت کنه. و طبیعتا شخصی را که در حوزه های علاقه مندی هایش پیدا میکنه به مراتب به شخصی که در حوزه های علاقه مندی های اون نیست بیشتر واکنش و صمیمت نشان میدهد. که این یک اصل طبیعی انسانه و در همه انسانها هم وجود داره. نکته دوم و مهم اینکه هر شخصی را میشه به میزانی خوب نسبت به چیزهایی که به نظرش میاد و موردعلاقه اش هست شناسایی کرد، بهتر شناخت و درکش کرد. به این معنی که اگر علاقه مندی شخصی نسبت به موضوعی شدید است، بدانید که زندگیش تحت تاثیر این علاقه است و بالطبع زندگیش بر آن روال.
ترکیب این دو مورد بالا یه معجون قوی را میسازه برای شناخت راحت افراد و همچنین ارتباطات بهینه و پایدارتر. که همه ی ما میدونیم و شنیدیم که اگر خواستی کسیا بشناسی، برو ببین دوست نزدکیش چجوریه.

هدفم از بیان مقدمه بالا، ایجاد بازی وبلاگی است در ادامه بازی وبلاگی قبل (چهار وبلاگ محبوب) و  در جهت شناخت و ارتباط بهتر وبلاگنویس با مخاطبانش. و هم به نوعی معرفی فیلمهایی که از دیدنشون نباید غافل بشیم.

موضوع بازی:
تاپ تن بهترین فیلمتان که تاکنون دیدید:

من(رضا.ب):

  1. Titanic
  2. Requiem For A Dream
  3. ScarFace
  4. Se7en
  5. The Prestige
  6. Forrest Gump
  7. Ratatouille
  8. Memento
  9. Sweet November
  10. Eyes Wide Shut

.

توجه: دوستان وبلاگنویس و خواننده ی این وبلاگ همه دعوتید. فقط خواهشی که دارم فیلمها را با نام اصلی نام ببرید و در صورت توان دادن لینک به وبسایت معتبر پروفایل فیلم.

.

در صورت تمایل مشترک فید وبلاگ شوید…

صفحهٔ بعد »


مشترک فید شوید !

RSS گودر

  • ترميناتور ۲:روز داوري ( بعد سوم ) اکتبر 30, 2011
    سارا کانر : اگر ماشين نابودگر ميتونه معنيه انسانيت رو بفهمه،  شايد ما هم بتونيم.
    info@moviemag.ir (Moviemag)
  • ارتباط استادان ایرانی با Elsevier ممنوع شد! اکتبر 20, 2011
    ایرنا نوشت: پايگاه علمي Elsevier بر اساس راي اكثريت روساي دانشگاه ها و اعضاي بلندپايه وزارت علوم، تحقيقات و فناوري تحريم شد و هيات مميزي دانشگاه ها درصورت مشاهده مقالات علمي در اين پايگاه امتياز پديدآورندگان را منفي و صفر قلمداد خواهد كرد. به گزارش خبرنگار علمي ايرنا اين مصوبه به پيشنهاد ‘فرهاد رهبر’، رييس دانشگاه تهران در جلسه هم انديشي روساي دانشگاه هاي كش […]
    admin
  • 5 تفاوت بزرگ سینمای ایران با هالیوود! اکتبر 22, 2011
    سینمای ایران به تازگی عادت بسیار بدی پیدا کرده و آن اینکه خودش را دائما با هالیوود مقایسه می کند!. بدون مقدمه قصد دارم در این مطلب کوتاه به 5 مورد از تفاوت های آشکار سینمای ایران و هالیوود اشاره کنم تا شما خوانندگان عزیز هم بیشتر با این اختلافات آشنا شوید. در پایان تقاضا دارم اگر کسی اختلافات دیگری شناسایی کرده ( که مطمئنا وجود دارد ) در قسمت نظرات آن را بیا […]
    info@moviemag.ir (Moviemag)
  • 771 - دیکتاتور بمثابه‌ی ققنوس: به بهانه‌ی مرگ دیکتاتور لیبی اکتبر 21, 2011
    در لحظه‌ای که دیکتاتوری آدمکش به فجیع‌ترین شکل کشته می‌شود، با دو احساس مواجه می‌شوی: احساس آرامش یا شاید لذت از مرگ دیکتاتور و احساس انزجار یا شاید ترس از وحشیگری قاتلانشپایین کشاندن دیکتاتورها لذت‌آور است اما بحث درباره‌ی آن روی سکه‌ی دیکتاتورهاست. دیکتاتورها مروج «کینه» اند و با این کار، گرچه خود را از میان می‌برند، استمرار «دیکتاتوری» را تضمین می‌کنندخشو […]
    کدئین
  • نجات سرباز ریان ( بعد سوم ) اکتبر 20, 2011
    میلر ( رو به ریان ) : یادت باشه همیشه طوری زندگی کنی که ارزش کاری را که برات انجام شد داشته باشی.
    info@moviemag.ir (Moviemag)
  • کازابلانکا ( بعد سوم ) اکتبر 18, 2011
    لازلو : نمی‌دونم می‌دونین که دارین سعی می‌کنین از خودتون فرار کنید و هیچوقت هم موفق نمی‌شین!
    info@moviemag.ir (Moviemag)
  • ابر نرم افزار جامع یکپارچه انقلابی صنعتی-اداری فارسی! اکتبر 11, 2011
    اخیرا در برخی از خبرگزاری ها مطالب جالبی منتشر می شود که من نام آنرا رپرتاژ آگهی مجانی یا به عبارتی توهین به شعور خوانندگان این خبر گزاری ها می دانم. چراکه چطور ممکن است یک خبر در این همه خبرگزاری منتشر شود و کسی نپرسد که موضوع چیست و گردانندگان این بساط هم به بیسوادی جامعه مهندسان بخندند؟ و اما اصل مطلب : http://www.irna.ir/NewsShow.aspx?NID=30567709 http:/ […]
    احسان
  • اون روزا ما دلی داشتیم اکتبر 2, 2011
    اینا که برن کلی کار می‌ریزه سر همه. فیلمایی که دوست داریم باید دوباره ساخته شن. بیضایی باید مسافران رو دوباره بسازه، اصغر باید یه بار دیگه جدایی نادر از سیمین رو ببره جلو دوربین. نادر بتونه ترمه رو بغل کنه. موهای قرمز سیمین تو خونه زیر روسری نباشه. ببینیم که چه جوری موقع بستن موهاش، کلافه‌س. استیصال بعضی وقتا موقع بستن مو خوب خودشو نشون می‌ده. باید رو پرده ت […]
    مرضیه رسولی

توییتر

خـطا: خواهشمندیم مطمئن شوید که حساب توییتر عمومی است.

برترین مطالب

    Top Rated

    آمار

    • 13,268 hits

    لایک‌خور فید فیدبرنریم

    به 1 مشترک دیگر بپیوندید


    دنبال‌کردن

    هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.