نوشته‌هایی که برچسب 'امید' خورده‌اند

آرزو در روزگار ما

یکی از آرزوهام این بوده که برم یه شهر خیلی کوچیک تو اروپا، که نه ایرانی توش باشه و نه کلا جمعیت زیادی داشته باشه، اما در عین حال باصفا و رو به دریا. در کنار دریا یه ویلا داشتم که به طور خاص سونایِ خشکی داشت که رویَش به تلاطم دریا بود و در هوای ابری که مدام باد، درختانِ نخل رو کج می‌کند در حالیکه صدای موزیکِ خفیف رومانتیکی از اتاق کارم میاید دستم را عاشقانه در دستان دوست‌دخترم بگیرم و در حین اینکه آروم به صدای زمزمه‌ی آهنگی که میخونه گوش میدم، به‌آرومی یه بغلی شراب بخورم و به روزگارم بیاندیشم. برایش با فندکِ زیپوم سیگارش را و برایم، پیپم را روشن بکند. و در حالیکه ته‌مانده‌ی لیوان شرابم را می‌نوشد به روزگارمان بیاندیشیم.

توهم امید تا واقع‌بینی

فرق یه آدم توهمی با یه آدم واقع‌بین در کیفیت «امید»شونه. واقع‌بین، خسته‌ست، چون به درک صحیح منطقی از اطرافش رسیده و به هیچی دل نمی‌بنده و از همه چیز ناامیده. آدم توهمی اون چیزی رو که فکر میکنه، میبینه و کمتر با حقیقت محض سروکار داره و طبیعتا امیدش بیشتر… برای فرار از واقعیت باید توهمی بود. باید مواد مصرف کرد، باید کوکائین اسنیف کرد و اِکس خورد وگرنه در حلقه تکرار واقعیت‌ها می‌افتیم و غرق می‌شویم، از دنیا و زندگی وازده میشویم و در نهایت خودکشی می‌کنیم…

مشترک فید وبلاگ شوید…

روزنوشت[امید، موزیک داخلی، Review فیلم]

  • من باب امید، در این وبلاگ قبلاها صحبت کردم. حالا چه از جنبه مثبتش چه منفیش. به نظرم امید داشتن، اخرین ذخیره کارآمد یه انسان در زندگیه. یعنی بعد از اینکه امید واقعا نابود شد. زندگی دیگه معنا نمیده. مث قدم زدن بی هدف در جاده ای سرد و بی روح. شاید با نداشتن امید خیلیا زندگی میکنند. اما اون زندگی یک خودفریبی بیش نیست. با دلخوشکنک های سطحی و در پی گذراندن زمان، روز را شب میکنند. در عوض کسی که واقعا امیدوار زندگی میکند، روزی به آن هدفی که به رسیدنش امید دارد، میرسد. شاید دیر، اما آخر میرسد.
  • چند تا آلبوم نسبتا خوب در این هفته به بازار موسیقی ایران اومد. مثلا محسن نامجو به نام آخ یا بهنام صفوی به نام عشق من باش و چند تای دیگه. اما در ادامه ی این فصل پاییز قراره آلبومهای خیلی پرکاری عرضه بشه. مثلا آلبوم ژاکت از محسن چاوشی یا علی اصحابی به نام تو راست میگی یا مثلا رضا صادقی به نام یکی بود، یکی نبود و یا علی عبدالمالکی، سهیل جامی و احسان غیبی و شاید محسن یگانه به نام تابوت!. میخوام بگم فصل پرباریه از لحاظ موسیقی ایرانی داخلی
  • چند روزه که فیلم درست و درمون ندیدم. اخیرا رو آوردم به Review کردن. بدین معنی که با جلو زدن فیلم، فیلم را دیدن. یعنی فیلم دو ساعته را بشه تو ده دقیقه دید و پلات فیلم را بتونی حدودا درک کنی. البته ریویو کردن غالبا خاصه فیلمهای ضعیف هستند.  با اینکه فیلمهای جدید و با کیفیت بالایی دارم، اما حس دیدن فیلم نیست. مثلا فیلمهای Transformers 2، Terminator 4، G-force و… که کلی دنبال دیدنشون بودم ولی همین که دستم رسید، زرتشون عمصور شد.

ناامیدی در امید

ترس، اضطراب، وحشت، هراس و نگرانی در افکار و روانش ریشه دوانیده بود. او محکوم به زوال بود و هر لحظه رو به اضمحلال میرفت. آخر اوتنها، مریض و بی مصرف بود. اما شکست و مرگ را بر خود تسلیم نکرد. کمر همت بست. امید هدفش شد، پشتکار وسیله اش. تاخت و تاخت. ولی دست آخر مرد.

درد

خواباند زیر بیضه ام. بشکند پاهایش. از حال رفتم. دلپیچش و بیضه درد، دو درد سخت و جان درآور. هرچه میگذشت به دل دردم می افزایید. زانوهایم را بغل کرده بودم و روی زمین به خودم میپیچیدم. درد فراموش نشدنی داشت. بعد از ساعتی که آرام دردش به تسکین میرفت، یک حس فرازمانی مرا گرفت. حسی که به انسان روحیه و امید به زندگی میدهد بطوریکه ارزش و قدر زندگی را بهتر درک میکند. حالتیکه که انسان با خودش قول میدهد از فرصتهایش بهتر استفاده کند. بعد دوباره درد تکرار میشود.

مدعی

اون زمونی که گفتم پیاده شو باهم بریم، هی گفتی اگه پاش بیفته و یه پَ پَ هم گیرمون بیاد میدیمش به تو. تا مثل تاپاله‎های پاراشوت، با اون بنز افغانیت ببریش بیق آباد.
با دنده سنگین رفتی. ازت سبقت گرفتم. اومدی جلوم بوق بزنی. بهت گفتم برو دیروز بیا.
وقتی دیدیش، رفتی تو کَفِش، گفتی آخه باغت آباد، تویه بی‎اتیکت چطور چنین باقلوایی؟
پس، پودر شدی، دیگه هم پیدات نیست.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed


مشترک فید شوید !

RSS گودر

  • ترميناتور ۲:روز داوري ( بعد سوم ) اکتبر 30, 2011
    سارا کانر : اگر ماشين نابودگر ميتونه معنيه انسانيت رو بفهمه،  شايد ما هم بتونيم.
    info@moviemag.ir (Moviemag)
  • ارتباط استادان ایرانی با Elsevier ممنوع شد! اکتبر 20, 2011
    ایرنا نوشت: پايگاه علمي Elsevier بر اساس راي اكثريت روساي دانشگاه ها و اعضاي بلندپايه وزارت علوم، تحقيقات و فناوري تحريم شد و هيات مميزي دانشگاه ها درصورت مشاهده مقالات علمي در اين پايگاه امتياز پديدآورندگان را منفي و صفر قلمداد خواهد كرد. به گزارش خبرنگار علمي ايرنا اين مصوبه به پيشنهاد ‘فرهاد رهبر’، رييس دانشگاه تهران در جلسه هم انديشي روساي دانشگاه هاي كش […]
    admin
  • 5 تفاوت بزرگ سینمای ایران با هالیوود! اکتبر 22, 2011
    سینمای ایران به تازگی عادت بسیار بدی پیدا کرده و آن اینکه خودش را دائما با هالیوود مقایسه می کند!. بدون مقدمه قصد دارم در این مطلب کوتاه به 5 مورد از تفاوت های آشکار سینمای ایران و هالیوود اشاره کنم تا شما خوانندگان عزیز هم بیشتر با این اختلافات آشنا شوید. در پایان تقاضا دارم اگر کسی اختلافات دیگری شناسایی کرده ( که مطمئنا وجود دارد ) در قسمت نظرات آن را بیا […]
    info@moviemag.ir (Moviemag)
  • 771 - دیکتاتور بمثابه‌ی ققنوس: به بهانه‌ی مرگ دیکتاتور لیبی اکتبر 21, 2011
    در لحظه‌ای که دیکتاتوری آدمکش به فجیع‌ترین شکل کشته می‌شود، با دو احساس مواجه می‌شوی: احساس آرامش یا شاید لذت از مرگ دیکتاتور و احساس انزجار یا شاید ترس از وحشیگری قاتلانشپایین کشاندن دیکتاتورها لذت‌آور است اما بحث درباره‌ی آن روی سکه‌ی دیکتاتورهاست. دیکتاتورها مروج «کینه» اند و با این کار، گرچه خود را از میان می‌برند، استمرار «دیکتاتوری» را تضمین می‌کنندخشو […]
    کدئین
  • نجات سرباز ریان ( بعد سوم ) اکتبر 20, 2011
    میلر ( رو به ریان ) : یادت باشه همیشه طوری زندگی کنی که ارزش کاری را که برات انجام شد داشته باشی.
    info@moviemag.ir (Moviemag)
  • کازابلانکا ( بعد سوم ) اکتبر 18, 2011
    لازلو : نمی‌دونم می‌دونین که دارین سعی می‌کنین از خودتون فرار کنید و هیچوقت هم موفق نمی‌شین!
    info@moviemag.ir (Moviemag)
  • ابر نرم افزار جامع یکپارچه انقلابی صنعتی-اداری فارسی! اکتبر 11, 2011
    اخیرا در برخی از خبرگزاری ها مطالب جالبی منتشر می شود که من نام آنرا رپرتاژ آگهی مجانی یا به عبارتی توهین به شعور خوانندگان این خبر گزاری ها می دانم. چراکه چطور ممکن است یک خبر در این همه خبرگزاری منتشر شود و کسی نپرسد که موضوع چیست و گردانندگان این بساط هم به بیسوادی جامعه مهندسان بخندند؟ و اما اصل مطلب : http://www.irna.ir/NewsShow.aspx?NID=30567709 http:/ […]
    احسان
  • اون روزا ما دلی داشتیم اکتبر 2, 2011
    اینا که برن کلی کار می‌ریزه سر همه. فیلمایی که دوست داریم باید دوباره ساخته شن. بیضایی باید مسافران رو دوباره بسازه، اصغر باید یه بار دیگه جدایی نادر از سیمین رو ببره جلو دوربین. نادر بتونه ترمه رو بغل کنه. موهای قرمز سیمین تو خونه زیر روسری نباشه. ببینیم که چه جوری موقع بستن موهاش، کلافه‌س. استیصال بعضی وقتا موقع بستن مو خوب خودشو نشون می‌ده. باید رو پرده ت […]
    مرضیه رسولی

توییتر

خـطا: خواهشمندیم مطمئن شوید که حساب توییتر عمومی است.

برترین مطالب

    Top Rated

    آمار

    • 13,268 hits

    لایک‌خور فید فیدبرنریم

    به 1 مشترک دیگر بپیوندید


    دنبال‌کردن

    هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.