کمکم و به تدریج از حجم پستهام در گذر زمان کم شده. نه تنها من، بسیاری از وبلاگنویسان به سمت کمتر نویسی-در هر یک پست- دارن پیش میرن. حجم وبلاگهای مینیمالیستی در حال افزایشه. و حجم مطالب عادی وبلاگها در حال کم شدن. ملت تو گودر بیشتر فیدهای کم حجم و پُرمغز رو لایک میزنن، شیر میکنن و دست به دست میچرخونن. اینا نشونهی اینه که تمایل عمومی خوانندگان وبلاگها و نوشتههای غیرخبری به سمت اونیه که حجمش کمتره. وبلاگنویس با علم به اینکه کمتر بنویسه بیشتر خوانده میشه، قسمتی از حرفاشو قیچی میکنه و به نوعی سعی میکنه کامپکت صحبت کنه. نمونه بارزش خودمم. مخصوصا در چند ماه اخیر سعی کردم کامپکتتر و خلاصه تر پست بدم. چون دوست دارم بیشتر خونده بشم، بیشتر لایک بخورم و شیر بشم.
اونایی که توئیتر من رو دنبال میکنن شاهد اینن که بنده خیلی هواخواه موسیقی عرب هستم. خب واقعا کارشون رو دوست دارم و دنبال میکنم، موردیه؟ ولی فک نکنین من موزیک عربی گوش میدم از عربا هم خوشم میاد. من اگر روزی قدرت داشتم، عرب و عربی رو نابود میکردم. در واقع انتقام میگرفتم. انتقام کشور نابود شدهام. حس ناسیونالیستی و عربستیزی همواره در من جریان داره. اما بر پایهی سخن زیبای : «سخن را ببین چه میگوید، نه آنکه که میگوید»، باید توجه داشت هنر هیچ ربطی به این مسائل نداره. هنر، رو باید ازش لذت بُرد، در تولیدش سهیم بود و همواره از هنرمند از هر جایی و با هر منشی هست باید حمایت کرد. و از ابراز علاقه نسبت به هنرمندی خاص، هرچند جواد، ناموفق و گاگول نباید دریغ کرد.
مشترک فید وبلاگ شوید…
دیدگاههای تازه