شانتاژ یک بی‌سگ

شنیده بودم که پریشان دل، پریشان میکند هم صحبت خود را. اما باورم نمیشد.تا اینکه پسر نوح با بدان بنشست، خاندان نوبتش گم شد. بد رقم پریشان دل شدم. اما به خودم گفتم پسِ ِ هر نشیبی، فرازیست. و دم حکیمی را دیدم، حال ویرانم را دید و اینچنین گفت: پند گیر از مصائب دیگران، تا نگیرند دیگران از تو پند. به خود گفتم پند حکیم، عین صواب است و محض خیر.
تکلٌف چون نباشد، خوش توان زیست. پس، زندگیم بر وفق مراد شد.کارونسرایی به راه انداختم. کارم سکه شد. پولم از پارو هم بالاتر رفت. اما مال چون بسیار گردد کم شود آسودگی. و دم حکیمی را دیدم، حال ویرانم را دید و اینچنین گفت: مال است نه جان است که آسان بتوان داد.سخت تعجب کردم. به خود گفتم ما که رسوای جهانیم، غم عالم پشم است.سکه را بچسب که حیف است این تن سالم به زیر خاک رود.

سرمایه حیات امید است و آرزو. نه امید داشتم و نه به آرزو جونم میرسیدم.اما سعی هرکس به قدر همت اوست.در مورد آرزو دوستی بهم گفت: سگ را تو ز روی صاحبِ سگ بشناس. نظربه آنچه از فاسق ِ آرزو شنیده و دیده بودم. به نظرم آمد که تصدیق بی وقوف و سکوت وقوف داری که من دارم را او ندارد.
تو فکر مجادله با فاسق ِ آرزو نبودم. چون سنگ بی قیمت اگر کاسه زرین شکند، قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود.روزی دوباره به هدف مجاب نظر صاحب سگ به دیدارش رفتم. خیر، سودی ندهد موعظه بر تیره دلان.شرتم پرچم شد.سرمایه حیاتم به .. رفت.ببایست کاری میکردم.

آتش نکند رقص، اگر چوب نباشد. فاسق ِ آرزو بی پول و مسکین شد. آدم عاقل به نیشتر مشت میزنه؟ آخر، این شب، روز شد.آرزو، آرزویم را ساخت.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

Advertisements

6 Responses to “شانتاژ یک بی‌سگ”


  1. 1 شادافسرده مارس 30, 2009 در 8:48 ب.ظ.

    مشعل بیاورید…

  2. 3 masoudccna مارس 30, 2009 در 11:17 ب.ظ.

    فکر می کنم دیگه دوره این نوشته ها به پایان رسیده باشه
    البته فقط فکر می کنم

  3. 4 مهرنوش مارس 31, 2009 در 2:25 ق.ظ.

    سلام . مهرنوشم از سایت احساسات دات کام . سایت ما جاییه که می تونین صداتون رو به گوش عشقتون برسونین . حتی اگه گمش کرده باشین . ابزار رایگان وبلاگ در رابطه با عشق و احساسات هم براتون آماده کردیم . پیروز و پابنده باشید

  4. 5 Arvin مارس 31, 2009 در 1:48 ب.ظ.

    زیبا می نویسی تبریک می گم

  5. 6 پلنگ خان صورتی دامَت برکاته مه 14, 2009 در 2:21 ب.ظ.

    همیشه منزلتِ بزرگان از چشم عامه‌ی امّی روزگار پنهون می‌مونه، حتا اگه یه بی‌سگ باشه
    ====
    موافقم. و شاید برای همیشه پنهان بمونه و با خودش زیره خاک بره.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




مشترک فید شوید !

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

توییتر

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

بالاترین امتیازها

آمار

  • 14,108 hits

لایک‌خور فید فیدبرنریم

به 1 مشترک دیگر بپیوندید


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: