بایگانیِ ژوئیه 2009

واقع بینی و نگرش به مشکلات

واقع بینی خیلی مسئله مهیه. اونهایی که واقع بینند معمولا با مشکلات راحتتر برخورد میکنند. غلوگونه و رویااندیشناک تصمیم نمیگیرند و در پی راه حقیقی و عملی برای برون رفت از مشکل ایجاد شده هستند. بدون استرس و تردید، کاری که در پی اش به هدفشان که گره گشایی از کلاف سردرگم زندگیشان است را شروع میکنند و تا پایان با احساس مسئولیت همیشه فعال-به دلیل درک شرایط مشکلات کنونی-، کارشان را به وفق مقصودشان سوق میدهند. اما در تقابل واقع بینان افراد متوهم و غالبا ناموفقی هستند که حال را رها میکنند و به دنبال راهی رویایی برای گره گشایی از گره گم زندگیشان هستند. اینها همان افرادی هستند که میگویند ما بدشانسیم. همانهایی که همیشه حسرت گذشته را میخورند و زمان حالشان را به بدترین وجه میسوزانند و نابود میکنند.
واقع بینی مسئله ایست که به راحتی قابل درک است اما صرف واقع بینی برای زدودن مشکلات کافی نیست ولی لازم است. لازم است تا با دید درست نسبت به وقایع واقعی زندگی تصمیم بگیریم و عمل کنیم. که وقتی با اراده ای محکم ترکیب شود، معجونی قوی میسازند که با مصرفش انرژی بالایی را در خم کردن کمر مشکلات میدهد.

پ.ن : وجه سوم پست «نصیحت«

Advertisements

فید کم. افزونه زیاد!

* یکی از مشکلات این چند روزم که تازه دوباره ای دی اس ال گرفته بودم این بود که با وجودی که وقت زیادی روی خوندن فیدهای گودر میگذاشتم دست آخر نمیتونستم همه فیدهایی که حتی میخوام بخونم، بخونم. اصلا به این فکر نکردم که این مشکل را حل کنم. شاید چون مشکلی نمیدیدم؟! و یا شاید متوجه علت امر نبودم. یه لحظه به خودم اومدم دیدم ای بابا، هیچ میدونی چقدر الکی وقتت را سر خوندن حتی تایتل فیدهایی میکنی که اصلا محتوای مطالبش به گروه خونی تو نمیخوره و به هیچ وجه به دردت نمیخوره. پسف در پی اقدامی رفتم و نزدیک به صد و بیست تا فیدهای آشغالم را پاک کردم. حالا بیشتر اینا مربوط میشد به اونایی که دیگه آپ نمیکنند یا مثلا فیدهایی که دونسته اضافی اند و هیچوقت اصلا خونده نمیشند و الکی قاطی فیدام هر چند وقت یه بار مارک آل روشون میخوره و … . این بود که الان تعداد سابام تو صفحه ی ترندهای گودرم اینا نشون میده. الان انگار یه نفس راحتی کشیدم. اونطوری قابل مهار نبود واقعا.

https://i0.wp.com/img.piqlet.com/capturxwx.jpg

* یک مشکلی که در این هفته برایم روشنتر شد این بود که چرا از فایرفاکس بهینه تر استفاده نمیکنم؟ یعنی اینکه چرا از این همه اد-اونز(اکستنشن) فقط به چندتایی اکتفا کردم و بیشتر از دیفالتهای خود برازر استفاده میکنم. این بود که سعی کردم برم دنبال چند تا اد-اونز که بتونم بعضی کارام را راحتتر و سریعتر انجام بدم. میدونم بیشتر ملت از افزونه های معروف کم وبیش استفاده میکنند. من خودم هم نسبتا از همه ی اون اد-اونزا استفاده میکردم ولی الان میخوام چند تا افزونه به شدت کاربردی را با مثال عملی معرفی کنم. که کمتر دیدم جایی معرفی بشند.

– اگر مثل من مدام صفحات زیادی باز میکنید و میبینید که بسیار گیج کننده شده با استفاده از لانچ فاکس تب میتونید در یک صفحه ای قابل تنظیم همه صفحه ها رو به صورت شیک ببینید و از میان این همه تب، به تب دلخواه برید، اما اگر دیدید اینقدر صفحه ها زیادند که نه وقت و نه حوصله ی خوندن این صفحات را دارید، میتوانید از بوکمارک فایرفاکس استفاده کنید و با شورت کات کنترل و دی و یا فشار دادن ستاره کنار آدرس بوک مارک کنید. خوشبختانه خود فایرفاکس مدیریت خیلی خوبی برای بوکمارکها داره. ولی ممکنه شما بخواهید در جای دیگر در پای کامیپوتر دیگر به این بوکمارک که روی کامپیوتر خودتان ذخیره شده دستیابی کنید که بهترین افزونه جهت اینکار و  دسترسی به بوکمارهاتیان افزونه اکس-مارکز است که قابلیت سینک کردن هم دارد و به شما اجازه میدهد هر جایی هستید بوکمارکتان را همراه داشته باشید. اما گاهی اوقات شما استفاده به مراتب بیشتر از بوکمارکتان دارید و اینقدر بوکمارتان شلوغ است که عملا برای موارد خیلی فوری کمی وقتگیر میشود. پس بهتر است از افزونه عالی رید-ایت-لیتر استفاده کنید. که هم اطلاعات را هر جا که باشید میتوانید ببینید و هم به صورت آفلاین قابلیت خوانده شدن داره. این اد-اونز به شما کمک میکند مثلا مقالاتی که دیشب جستجو کردید و یافتید رید-ایت-لیتر کنید و فردا صبح در جای دیگر تک تک به بررسی آن مقاله ها بپردازید.
– فک کنم فرهنگ استفاده از استیکی نوت برای کاربران اینترنتی مخصوصا بیشتر جا افتاده و دلیلی برای توجیه نیست که بسیار وجودش واضحه. برای این منظور ساده ترینی که دیدم این افزونه خوش دست با نام ریلی-سیمپل-استیکی هست. و به عنوان یادآور دم دستی خیلی به درد بخور هم هست.
– گاهی اوقات هنگام خواندن مقالات بهتره از شر تبلغات یا لینکهایی که در منوها هستند راحت شویم و فقط تمرکزمان بر روی خواندن مقاله باشد. بهترین راه افزونه تیدی-رید است. که در این زمینه شاهکاریست واقعا.
– دنبال افزونه ای بودم که بشه از هر جایی به تمام سایتهای که عضوم دسترسی پیدا کنم و همچنین کارهای از قبیل فرم پر کردن و تولید پسورد و … را داشته باشه. الان میتونم بگم من خیلی از این افزونه راضیم. فقط و فقط باید یه یوزرنیم و یه پسورد یادم بمونه که به اون هم میگند مستر پسورد یا شاه کلید. و بقیه سایتهایی که توشون عضوم و این افزونه اطلاع داره به صورت خودکار من را لاگین میکنه. یا مثلا یه امکان دیگه اینه که وقتی شما میخوای یه اکنت بسازی دیگه مجبور نیستی اون پسورد معروفتا که صد جا دیگه وارد کردی بزنی، بلکه بیا و اجازه بده به خود افزونه تا برات پسورد مناسب تولید کنه و اون بشه پسوردت. و اصلا هم نیاز به حفظ پسورد نیست. گفتم که شما فقط نیازه شاه کلید را بلد باشی، بقیه کارا با افزونه فوق العاده لست پس است.

خوب، دیگه لازم نمیدونم توییترفاکس،گریزمانکی،اف-ای-بی-ای، ادبلاک و … را اشاره کنم.

ضمن اینکه طبیعیه این افزون هایی ست که من بیشتر باهاش کار میکنم چونکه نیازمه. شاید نیاز شما و کار شما چیز دیگری باشد که بالطبع به مقتضای اون مطمئنا افزونه ای باب میل شما در این بیکران افزونه های اف اف پیدا میشه و مورد استفاده قرار میگیره.

متاسفانه، در وبلاگهای آی تی چه ایرانی چه خارجی دیگه انقدر به فایرفاکس اشاره ای نمیشه که قبلا میشد. مدام افزونه معرفی میکردند و از کوچکترین تغییر ورژن ملت را پست بارون میکردند. اما حالا با جنگ سخت میان این مرورگرها و رسیدن مطلوب به موضع شعاری که آیتی نویسان میدادند(که همان استفاده از فایرفاکس بود) این معرفی افزونه ها و صبحت از فایرفاکس کمرنگتر شد. و همیشه منتظر جدیدترین نسخه از این مرورگر هم هستم.

.

مشترک فید این وبلاگ شوید. تا هیچ مطلبی را از دست ندهید.

سیگاری جماعت

مقدمه: زردنویسی اصولا کار بسیار راحتیست. ماشاالله سوژه هم که تا دلتون بخواد هست. زردنویسان دنبال کسب مخاطبان سطحی نگر و عوام هستند. وچون محتوای اینجور مطالب عامه پسند است مورد توجه هم قرار میگیرد. ولی در نقطه ی مقابلش باکِسوتان و باسوادانی قرار دارد که هم تنفر ویژه ای از زردنویسی دارند و هم در پی امری مهمتری از جذب خواننده های سطحی اند. و همیشه طوری ژست میگیرند که نه، ما جزو زردها نیستم واز  زردها هم بدمان میاید. برای همین هم همیشه آنطور که باید و شاید به حقشان نمیرسند.

والا ما که سیگاری نیستم. اما دوستانی که وبلاگ را میخونند سیگاری توشون هس. نظرتون چیا رفقا، سیگاریا؟!

بازی وبلاگی: چهار وبلاگ محبوبتان!

همیشه دنبال وبلاگهایی میگردم که باب میلم منویسند، وبلاگهایی که مثل من فکر نمیکنند، وبلاگهایی که زیبا مینویسند، وبلاگهایی که آنقدر ارزش خواندن دارند که یک کتاب. همیشه به لینکهای دوستان در گوشه موشه های وبلاگهایی که خیلی دوستشون دارم سرک میکشیم تا بلکی یه وبلاگ تازه، یه انرژی ناشناخته دوباره کشف کنم به گودرم اضافه کنم و منتظر انتشار مطلب جدیدش بشم. میدونم که این حس من تقریبا توی خون اکثر وبلاگنویسها هست.
هدفم از بیان این مطلب دعوت از هر وبلاگنویسی که این مطلب را میخواند به نام بردن چهار وبلاگی که عاشقانه دوست دارد و همیشه میخواندش. شاید این را بازی وبلاگی بشود گفت، شاید نه. و شاید قبلا این حرکت در گوشه ای دیگر در جای دیگر این وبلاگستان پهناور انجام شده(که حتما شده) اما همیشه تازگی دارد و ارزشمند است.
میدانم چهار تا خیلی کم است. من خودم بیش از دویست وبلاگ را دنبال میکنم و همه اشونم دوست داشتم که توی گودرم سابشون کردم. اما با زور و فشار میشود چهار تایش را جدا کرد.

چهار وبلاگهایی که همیشه دوست دارم بخوانمشان(بدون ترتیب): سه روز پیشلنگ درازیه وجب خاک اینترنتیه مهندس خسته

هر وبلاگنویسی که این مطلب را میخواند در صورت تمایل این لیست چهار وبلاگ محبوبش را در وبلاگش منتشر کند تا دیگران هم با وبلاگهای خوب دیگر آشنایی پیدا کنند و در کامنتدونی یا با لینک به این پست در وبلاگشون (که پینگ بشه) من را مطلع کنند و در پایین همین پست لینک میدهم. درضمن همه هم دعوتند و نخواستم نامی بیارم ترسیدم اسمی از قلم بیافته.

مشارکت کنندگان در بازی:

هدی از وبلاگ «روزنوشت های یک دختر نسبتا خوشبخت» (+)
خانوم یه نقطه ای از وبلاگ «خانوم یه نقطه ای» (+)
مسعود از وبلاگ «نوشته های بی پایان» (+)
آزاده از وبلاگ » دل نوشته های دینه» (+)

نصیحت

یک وجه از «نصیحت»ی که برخی میکند برمیگرد به سن و سال و کثرت تجربه. یک وجه دیگر اشاره به خودبزرگ بینی و خُردنگری جمعی دارد. اما وجهی از نصیحتی که برخی میکند بر میگردد به گوش به زنگ کردن خود. فردی مانند خود میبابند و چون همذات پنداری میکنند هدف گم شده اشان را در قالب نصیحتی به فرد، متوجه خود میسازند و در واقع خود را نصیحت میکند.

فیلم Inside، حاملگی پرمخاطره

از ژانر وحشت زیاد خوشم نمیاد و برای همین کمتر فیلم در این زمینه میبینم. چون به نظرم زیادی غیرواقعی میخواند ترس را تحمیل کنند و خوب معدود فیلمهایی هم در این ژانر هستند که  موسیقی عالی – افکتهای باور پذیر – فیلمبرداری وحشتزا و فیلمنامه ی درست و درمونشون آدم را جذب دیدنش میکنه.
دیروز فیلم Inside را دیدم. تعریفشو در جایی خوندم و رفتم سری به آرشیو زدم و دیدم هم زیرنویس فارسی اش اوکیه و هم مدت زمان فیلم کمه که در طی دو-سه روز تیکه تیکه دیدمش.

فیلم از صحنه تصادف دو ماشین شروع میشه که راننده های هر دو ماشین زن بودند و هر دو باردار. بر اثر این حادثه که چهار ماه قبل از کریسمس بوده یکی از این زنان جنینش میمیرد و آن یکی(سارا) آش و لاش شده و شوهرش(دوست پسرش) که کنارش در ماشین نشسته بود بر اثر اصابت سرش به شیشه ماشین کشته میشود. مادری که فرزندش را از دست داده بود تصمیم میگیرد در شب کریسمس بیاید و از کسی که فکر میکرد مقصر کشته شدن بچه اش است انتقام بگیرد که در این راه حوادث بسیار فجیعی می افتد که لطف فیلم در دیدن همین صحنه هاست وگرنه فیلمنامه تقریبا همین بود که تعریف کردم. ببخشید اگر میخواستید ببنید چون تا اواخر فیلم زن قاتل معلوم نیست از کجا اومده و من لو دادم که البته اونایی که عشق این ژانرند به خاطر پایان قصه نمیشینند اینجور فیلمهارو ببینند.

اhttps://i2.wp.com/twitchfilm.net/pics/inside_projet04.jpgفکتهای باورپذیری را در این فیلم به کار بردند. یعنی وقتی آلت قتاله زن که قیچی باشه در جاهای مختلف اعمم از دست – چشم – پا – سر و … فرو میکرد واقعی به نظر می اومد و چون فضای فیلمبرداری و اون اتاق تاریک آغشته به خون که با صدای ضجه زن همراه بود و موسیقی فیلم که تولید ترس میکرد را داشت خیلی واقعی تر جلوه میداد به طوریکه این فیلم را هر زن حامله ای ببینه از ترس تا یه هفته شبا چفت در خونش را صد بار چک میکنه و بعد با ترس و لرز میگیره میخوابه.

این فیلم R ریتد 75 دقیقه ای محصول فرانسه در سال 2007 توسط الکساندر بستیلو که اولین کارش هم بوده ساخته شده که با نام À l’intérieur هم شناخته میشه. رتبه ی کاربران IMDB به این فیلم 7.1 بوده که با توجه به ژانرش نمره ای قابل توجه است. اینم پرفایلش توی IMDB.
در محموع میشه به این فیلم نمره 6 از 10 داد. چون تونست ترس تولید کنه و حداقل تاثیر ترس را در حین فیلم بر مخاطب بگذاره.

مطلب بعدی در حال آماده شدن است، اگر قصد دارید مطلبی از این وبلاگ از دست ندهید مشترک فید وبلاگ شوید.

OS گوگل کروم و آینده OSها

در این هفته شاید داغترین خبر دنیای آی تی، سیستم عامل گوگل کروم بود که در مهمترین منابع آی تی، خبر و تحلیلش بر روی خروجیشان قرار گرفت. و هر تحلیلگری با توصیف شرایط آینده و زمانی که این او اِس منتشر میشود مطالبی نگاشتند. و جو این موضوع بیشتر حالت ناامیدانه به این قضیه دارد. و بسیاری آینده ی نسبتا ناموفقی را برای سیستم عامل گوگل حدس زدند.
اما من در این مطلب قصد دارم نظر خودم را در مورد سیاست گوگل، آینده این سیستم عامل و حوادث اطرافش بگم.

سیستم عامل آندروید که چند مدتیست بسیار محبوب شده به طوری که اچ تی سی سومین گوشی خودش با نام Hero را با این سیستم عامل عرضه کرد و موتورولا و ساموسونگ و حتی ال جی هم در پی استفاده از این سیستم عامل برای عرضه محصولات اسمارت فونهای خودشانند. منظورم اینه که آندورید را خیلی تحویل گرفتند و کلی الان سیستم عامل محبوبیه. شاید به همین علت گوگل غلغلک شده و استارت پروژه گوگل کروم او اِس را زده که شاید به محبوبیت آندروید برسه. اما  در بعضی از تحلیلها گفته میشود آندروید در تضاد با این سیستم عامله. دلیلی هم که برای این حرف است اینه که گمانه زنی هایی مبتنی بر کاربرد آندروید بر روی نتبوکها و انتشار در بازاره. پس، این سیستم عامل جدید که مخصوصا برای نتبوکهای سبک و کاربردهایی که غالبا آنلاین و کاربردهای «محاسبات ابری» دارد با آندورید در تضاد و مقابل همند. این حرف تا حدودی درست است. زیرا اگر تلاش گوگل برای کنترل آندروید که فقط برای اسمارت فونها باقی بماند کوتاه و ضعیف باشد، مطمئنا تا نیمه ی دوم سال 2010 حتما نتبوکهای زیادی را شاهد خواهیم بود که آندورید دارند. اما به اعتقاد من گوگل با سیاستی که دارد کنترلی بر این امر خواهد کرد و اگر میدانست توانایی چنین کنترلی را ندارد هیچگاه استارت این پروژه سنگین(گوگل کروم او اِس) را نمیزد.

در آینده ی نه چندان دور شاهد خواهیم بود که اکثریت موجودیت فعلی اعمم از نیاز به سخت افزار بالا – نرم افزارهای آفلاین – فضای ذخیره سازی بالا و حتی سیستم عامل قدرتمند و پیچیده به این حالتی که همکنون برجسته و مورد نیاز هست، نخواهد بود. نقش اینترنت و پدیده محاسبات ابری چنان بزرگ و پررنگ میشود که کم کم نه سخت افزار بالا مهم خواهد بود و نه سیستم عامل قوی. چون همه چیز بر روی ابر قرار میگیرد و همه نیازها آنجا برطرف میشود. حال، این توضیحات وجود این سیستم عامل جدید گوگل را به خوبی توجیه میکند و میگوید چرا هدف گوگل نتبوکهایی خواهد بود که در آینده بسیار پرکاربردتر از حال خواهند بود. حتی پیشرفتهای سیستم عاملهای همچون ویندوز تقریبا کند و سپس متوقف میشود و تمرکز اصلی این شرکتهای تولید کننده سیستم عامل بر روی ابری شدن میرود. و چون در این مباحث نوع سخت افزار و سیستم عامل مهم نخواهد بود و فقط راهی برای ارتباط با این ابر مطرح میشود که همان مرورگر است باعث میشود شرکتهایی همچون مایکروسافت همان راهی را دنبال کنند که گوگل در این سالها استارتش را زده. گوگل، مرورگر محبوب کروم که راه ارتباطی با ابر است را دارد فقط به یک سیستم عامل سبک و سریع و امن نیاز دارد. که با استفاده از محبوبیتی که همکنون گوگل دارد و تبلیغات رایگانی که دوستارانش در وبلاگهایشان برای این سیستم عامل میکند منجر به گستردگی استفاده و مقبولیت عام میشود. البته این صحبتها در حالی صورت میگیرد که مایکروسافت هیچ کاری در مقابل انجام ندهد. که همه میدانیم اصلا چنین نیست. مایکروسافت، گوگل را دشمن شماره یک خود میداند و حتی از قبل برای چنین روزهایی تدبیری اندیشیده که ویندوز Azure یکی از آن اندیشه هاست. و با سابقه ی درخشان و محبوبیت عام و تمام کاربران خانگی و سهم عمده ای که از بازار چه در پی سی ها و چه در نتبوکها و لپتاپها دارد نمیگذارد در این حوزه گوگل به موفقیت برسد و شاید علت اصلی همه ی تحلیلهایی که بر شکست گوگل کروم او اِس تاکید دارند همین مسئله ی مهم باشد.
در آینده و در نبرد سخت و دشوار این دو غول عمده آی تی باید شاهد اتفاقات جریان ساز باشیم و بدانیم که نه گوگل شکست میخورد و نه مایکرسافت. بلکه برنده اصلی این نبردها تنها کاربرانند که بهترین ها نصیبشان میشود.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

مطلب بعدی در حال آماده شدن است، اگر قصد دارید مطلبی از این وبلاگ از دست ندهید مشترک فید وبلاگ شوید.


مشترک فید شوید !

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

توییتر

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

بالاترین امتیازها

آمار

  • 14,120 hits

لایک‌خور فید فیدبرنریم

به 1 مشترک دیگر بپیوندید