اَوِتار و کامرون

اواتار پادشاه دنیای سینما شد. هم رکورد دومستیک که سالها دست تایتانیک کبیر بود رو شکست هم چند روز قبل‌ترش با پشت سر گذاشتن باز هم تایتانیک پرفروش‌ترین اعصار در کل دنیا شده بود. درسته جیمز کامرون شاید فکرشو می‌کرده به پای تایتانیک ممکنه برسه اما نه دیگه تو 47 روز!؟ تایتانیک تو 252 رسید به این رکورد و این به معنی‌ست که فروش این فیلم تا دو و نیم میلیارد دلار هم خواهد رسید. وارد حاشیه‌ی فروش نمیشم. اما کامرون کاری کرد که حداقل تا بیست سال دیگر دست‌نیافتنی خواهد بود. مگر اینکه تورم بالای پنجاه درصد بره وگرنه جاودانگیش حفظ خواهد شد. این رکوردهایی که از نظر مالی زده فعلا یازده‌تاست که تا پانزده‌تاش قابل پیش‌بینی هست. اما این‌ها اهمیتی آنچنانی ندارد. جوایزی که تا به حال برده و مخصوصا  9 اسکاری که نامزد شده و به ظن بسیاری به دلیل شباهت برنده‌های گلدن‌گلوب به برنده‌های اسکارِ همه‌ساله، دور از ذهن نیست که حداقل هفت اسکار رو بگیره، اهمیت داره. و بسیاری معتقدند کامرون در مقابل با همسر سابقش(کاترین بیگلو) پیروز است. که البته در SAG نبود. [م.ن: نوشته یک‌ماه قبلم در مورد فروش اواتار]

https://i2.wp.com/photos.upi.com/story/t/65e6e955600edcf5f05ae52ea251b8ea/Avatar.jpg

جایگاه کامرون در بلاک‌باستر شکی درش نیست که به اختلاف زیاد با مابقی فیلم‌سازان در رتبه‌ی نخست قرار داره. یعنی چه‌کسی دیگر می‌تواند دو فیلم غیردنباله‌داری بسازد و اینچنان فروش کند؟ مسلما کامرون یک استثناءی خارق‌العاده است و تقریبا تکرارنشدنیست. کامرون حتی در به‌پیش راندن سینما نقش بزرگی ایفاء کرده. ترمیناتور 2 سال 91 با آن انقلاب تصویری که کرد و نظراتی که بعضا معتقدند تایتانیک هم در جریان‌سازی‌هایی در سینما موثر بود و حالا هم که با انقلاب بصری سه‌بعدی خیره‌کننده‌ی اواتار روبرو هستیم. که سرآغازیست بر شروع تحول و سمت‌گیری فیلم‌ها به سوی سه‌بعدی ‌ساخته شدن. اما با این وجود این همه دستاورد مثبتِ کامرون، باز هم افرادی هستند که به کارش ایراد می‌گیرند. و ایرادهایشان هم وارد است. اما حواسشان نیست فرمولی که کامرون برای موفقیتش دارد فرمولیست که فقط می‌داند: چجوری جایزه‌ها و اسکار را درو کنه و بلاک‌باستری باشد که مدت‌ها بالای باکس‌آفیس بیاسته و هفته‌ها و ماه‌ها شاهد عبور مرور فیلم‌های معتدد باشه و بشه پرفروش‌ترین فیلم دنیا! این فرمولی بود که تایتانیک رو پرخرج‌ترین فیلم کرد و همچنین پرفروشترین و آینقدر جایزه و نامزد برد و این همه افتخار کسب کرد و دی‌کاپریو و وینسلت رو خلق کرد. و حالا باز هم آواتار پرخرج‌ترین فیلم تاریخ و پرفروش‌ترین فیلم تاریخ! باز هم با این دستاورد و انقلاب بصری و این‌همه جایزه و نامزدی… به این فرمول دست‌نیافتنی‌ ایرادهایی که بعضا می‌گیرند وارد نیست و در داخلش تعریف نشده‌ست. کدام فیلم معناگرای تونسته تو روز اول 72 میلیون بفروشه؟ که فیلم دخترکشِ گرگ و میش: ماه جدید فروخت؟. در لیست پرفروش‌ترین‌ها اکثر فیلم‌ها که دنباله‌دار هم بودند سوپر هیرویی و درکل عامه‌پسند بودند. و فیلم‌های عمیق فلسفی و معناگرا نهایت لطفی که بهش میشده این بوده که تو لیست تاپ 250 آی‌ام‌دی‌بی میومده یا تو روتن‌تومیتو از منتدین رنک بالایی می‌گرفته. برای همینه که میگم اون فرمول این چیزها درش تعریف نشده.

پ.ن: این پست تقدیم می‌شود به آمیر کافه توهم.(+)

مشترک فید وبلاگ شوید…

Advertisements

16 Responses to “اَوِتار و کامرون”


  1. 1 انتها فوریه 6, 2010 در 12:59 ق.ظ.

    من طنز مینویسم شاید خوشت بیاد …

  2. 2 Ãmir فوریه 6, 2010 در 2:10 ق.ظ.

    من کماکان متوجه نمیشم با کجای صحبت من مشکل داری! من رسماً گفتم که این فیلم، فیلمی نبود که از نظر محتوایی ارزش نامزد شدن برای بهترین فیلم اسکار رو داشته باشه، از نظر تصویری حرفی توش نیست…
    اما کسی هم انتظار نداره که فیلم معناگرا (که اصولاً تو این کلمه ش هم بحثه) بیاد و رکورد فروش رو بزنه. صحبت من اصلاً سر فروشش نیست آقای رضای بزرگ!
    فیلم هندی هم تو ایران طرفدار زیاد داره. کسی هم انکارش نمیکنه ولی دلیل نمیشه فیلمهای خوبی باشند. همین هم در مورد آواتار صادقه. فیلم از نظر میزان کلیشه ها در حد فاجعه ست. این اصلاً برای یه فیلمی با این مقدار محبوبیت خوب نیست.

    • 3 رضا.ب فوریه 6, 2010 در 2:11 ب.ظ.

      خب چیزی که من تو پست سعی کردم بهش اشاره کنم و اصلا هدفم از این پست همین بوده؛ که بگم این فرمولی که کامرون به‌کار برده این خاصیت‌هارو داره که میتونه این‌همه جایزه بگیره و این‌همه بفروشه. در پست اشاره کردم که ایرادات به کل اثر «وارد» است. اما نه به فرمول به این موفقی.

      • 4 Ãmir فوریه 7, 2010 در 1:25 ق.ظ.

        فیلم که بد باشه، بده. خودت داری میگی ایرادات به کل وارد است. این رو که دیگه نمیشه ماست مالی کرد. حالا موفق باشه، فرمول موفق باشه، بفروش باشه…هرچی.
        من ممکنه DVD فیلم بیاد به خاطر جلوه های تصویریش یا دانلودش کنم یا بخرمش، اما کماکان اعتقاد دارم که فیلم خوبی نیست.

  3. 5 هیوا فوریه 6, 2010 در 5:06 ب.ظ.

    خداوند حفظش کنه واسه‌تون.

  4. 6 قهوه و سیگار فوریه 6, 2010 در 9:55 ب.ظ.

    نبودی یه مدت!!!!خوبی؟
    میبینمش آواتار رو بعد نظر میدم!

  5. 8 زن فوریه 6, 2010 در 10:51 ب.ظ.

    اتفاقا امروز تو جمعی بحث بر سر همین فیلم بود ، البته من هنوز ندیدمش فعلا نظری نمیدم درباره اش

  6. 9 Lady HoDa فوریه 7, 2010 در 9:13 ق.ظ.

    امروز دیدم یه نسخه بدردبخورش اومده
    شاید دانلود کردم
    بعد میام نظرم رو می دم 🙂

  7. 10 نسوان فوریه 8, 2010 در 8:42 ق.ظ.

    اگر دنیا به سمتی می رود که مغز ها تعطیل و چشم ها با دیدن جلوه های ویژه پر شود و به قول تو هیچ فیلم معناگرایی به 1/100 این فروش هم نرسد. جای خوشحالی نیست. با اینکه آواتار را دوست داشتم و در سینمای سه یعدی دیدنش تجربه ای عالی بود ولی ان را در سطح این همه تعریف نمی بینم. همانطور که تایتانیک را هم. دلم برای خودم می سوزد. دیگر نمی تونم دنیا را درک کنم.

    • 11 رضا.ب فوریه 8, 2010 در 2:55 ب.ظ.

      نه نه. اینطوری نیست. سمت‌گیری و هدایت دنیا هدفمند و برنامه‌ریزی شده‌است. سینما، موسیقی و اکثر هنرها به‌عنوان تفریح و سرگرمی به خیل عظیم مخاطبان معرفی میشه. و تازه اگر اینی که شما می‌گی باشه- که عملا میدونیم نیست-لطمه‌ای به جای نمیزنه. چون تو حوزه تفریحاته و ضرری به پیشرفت علم و رسیدن به اهداف طولانی مدت بشر نمیرسونه.

      • 12 نسوان فوریه 8, 2010 در 3:57 ب.ظ.

        من از این متاسفم که روزی دیگر کسی برای فیلمی که آدم را به فکر وادارد تره هم خورد نکند دوست من.که چشمها فراموش کند روزگاری فیلم هایی مثل همشهری کین هم ساخته می شد. وگرنه رضا جان من اهداف علمی دنیا را چی کار دارم!

  8. 13 مهرنوش محتشمي فوریه 8, 2010 در 9:20 ق.ظ.

    سلام دوست خوبم
    مرسی از اینکه هر بار با کامنتت منو خوشحال می کنی و توجهتو نشون می دی
    اون تاریخ ها , در واقع تاریخیه که من این مطلب رو نوشتم . مطالبی که من پابلیش نشده دارم ار تعداد اونها که پابلیش کردم خیلی بیشتره ! برای اینکه یادم بمونه که کی اون مطلب رو نوشتم پاش تاریخ می زنم و وقتی هم که توی بلاگم می ذارم ، اون تاریخ زیرشه !
    موفق باشی

    • 14 رضا.ب فوریه 8, 2010 در 2:57 ب.ظ.

      مرسی از شما با این همه احساسات زیباتون.
      من قبلا داستان می‌نوشتم. درست میگید من هم قبلا خیلی اینطوری میشد که داستان کوتاه-حتی کامل- مینونشتم ولی چون میدیدم مناسب نبوده منتشرش نمیکردم… در هر صورت کار شما برای من ارزشمنده و دوستش دارم.

  9. 15 کسری فوریه 12, 2010 در 5:33 ب.ظ.

    توی حرفه ای بودن جیمز کامرون در جایزه(و پول) درو کردن حرفی نیست.

    ولی واقعا استحقاقشو داشت ؟

    نداشت! :دی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




مشترک فید شوید !

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

توییتر

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

بالاترین امتیازها

آمار

  • 14,108 hits

لایک‌خور فید فیدبرنریم

به 1 مشترک دیگر بپیوندید


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: