Posts Tagged 'بازی وبلاگی'

روزنوشت[بیست‌دَه، پیش‌بینی اسکار 2010، بازی وبلاگی]

سال بیست‌دَه بر شما خوانندگان وبلاگ این حقیرِ فقیر مبارک. امیدست امسال سال پرشکوه و جلالی باشد. و ای‌بسا بهتر از سال پیش…

خب اسکار 2010 داره نزدیک میشه. و چیزی که هست ملت عاشق سینما شروع میکنند به لیست نوشتن، حدس و گمان زدن و الخ. منم به سهم خودم میخوام چند تا از اونایی که بیشتر مطمئنم رو بگم، ببینم چقدر مث سال پیش تو ذوقمون میزنند با اون فیلم هندی تخمی سال قبل.
بهترین فیلم رو به‌گمون میدن به آواتار. قبل از اینکه ادامه بدم باید بگم فیلم آواتار به چندین علت دارای اهمیت ویژه‌تری هست. اولا، بیش از یک دهه‌ست که کامرون فیلم داستانی بلند ارائه نداده بوده. دوما، انقلاب تصویری که تو این فیلم تکنولوژی تصویری سینما رو یک قدم بزرگ جلو کشوند، مطمئنا آنقدر خیره‌کننده بوده که چشم منتقدین را هم گرفته. خب به‌نظرم بهترین کارگردانی هم به جیمز کامرون میدند.(در مورد کارگردانی، تقریبا همه متفق‌القول هستند که کامرون میبره). بهترین فیلم‌نامه اورژینال(یا غیراقتباسی) به احتمال زیاد مروبط به «حرام‌زاده‌های بی‌سیرتِ» کوئنتین تارانتیو میشه. بهترین بازیگر مرد، به احتمال بسیار بالا به جورج کلونی تعلق میگیره به خاطر درخششش در فیلم پرجایزه‌ی «بالا در آسمان». البته براد پیت هم به احتمال قوی نامزد خواهد شد.- خیلی دلم میخواهد براد اسکار بگیره-. بهترین بازیگر زن هم به اعتقاد من متعلق به ساندار بولاک است. البته مریل استریپ هم حتما نامزد خواهد شد. بهترین بازیگر مکمل مرد هم بی‌شک مالِ کریستوفر والتز است. که در آخرین فیلم تارانتینو بسیار درخشید. بهترین بازیگر مکمل هم احتمالا به مریل استریپ میدند. در مورد جلوه‌های ویژه و صدای متنِ اورژینال هم بی‌شک آواتار میبرد. در مورد انیمیشن باید بگم «بالا» خواهد برد.
پ.ن: مابقی موارد هم پیش‌بینش تا حدودی سخت است. اما اینها هم بیشتر قابل توجه هستند و هم  قابل پیش‌بینی‌تر.

در اینجا فرصت رو مغتنم شمرده و سه نفر رو به یک بازی دعوت میکنم: نفرات دعوت شده، حتی شما هم دعوتید، اما برای خاص‌تر شدن: هدا، ایمان،  آمیر
عنوان بازی: پیش‌بینی اسکار 2010
نحوه بازی‌کردن: معرفی کوتاه احتمالات اسکاری شدن همراه با چاشنی . نمونه: پاراگراف دوم همین پست.

Advertisements

روزنوشت[بازی وبلاگی، اپرا، روز وبلاگ]

در مورد عنوان پست: مطالبی که تحت این عنوان منتشر میشوند به طور خاص در مورد این وبلاگ، صرفا ذکر عنوان محتویات روزنوشتم به ترتیب است. پس اگر کسی موضوعی را هم نام را علایقش ندید، به راحتی فید بعد را دنبال میکند و اگر موضوع خاصی بود فقط به پاراگراف مرتبط رجوع میکند.

* از بازی وبلاگی قبل هیچ بازتابی ندیدم و کسی شرکت نکرد. اصلا مارو به چه بازی وبلاگی گذاشتن. 😦

* اپرا ده، خیلی خوب شده. فقط دو مشکل برای من داشت. مشکل فونت فارسیش، و یکی مفهوم نبودن کاراکترها برای بابیلون. این دو مشکل عمده من از اپراست. وگرنه بقیه مواردش که برایم خیلی دلپسند بود. و تصمیم گرفتم در کنار فایرفاکس از اپرا هم به نسبت برابر استفاده کنم. (و این هم فقط به علت اکستنشن های اف افه)

* روز جهانی وبلاگ، بازتابهای زیادی تو وبلاگستان داشت. بزرگانی که این مراسم را برگزار کردند خوب میدادند که این کار به کیفیت وبنوشته های فارسی کمک زیادی میکند. خودِ من تو این چند روز در ساب اسکریپتهام تغییرات افزایشی زیادی داشتم. چون میدیم وبلاگهایی که میخونمشون و مورد علاقه ام هستند وبلاگهایی را معرفی کردند. پس ممکن است من هم دوست داشته باشم. بنابراین حداقل برای یه ماه دنبال کننده این نویسنده های گمنام خواهم بود.

پ.ن: تصمیم دارم از این جور سبک پستهایی که بیشتر در وبلاگهای روزنوشت پیدا میشند بیشتر بنویسم. که البته مسئولیت این جور مطالب به گردن سرویس وبلاگی نیست بلکه چند سالیست بر گردن تنومند توییتر و انواع اقسام سرویسهای ریز و درشت دیگر میکروبلاگینگ افتاده. اما به دلیل محدودیتهای همچون عدم خوانده شدن و طبیعتا ندیدن بازتاب مخاطب و همچنین محدودیت در تعداد کاراکتر در وبلاگم  مینویسم.

بازی وبلاگی: تایپیست کیه؟

مقدمه: اکثر پستهای مشابهی که در وبلاگهای دوست تحت نام «بازیهای وبلاگی» منتشر میشند جالب و قابل توجه اند. اما جنبه ی رقابت موضوعیه که اکثر این بازیهای وبلاگی از نبودش رنج میبرند. یه بازی وبلاگی در زیر معرفی کردم که همه کس (حتی وبلاگ نانویسان) در این بازی دعوتند. به منظور شرکت و اطلاع از کم و کیف قضیه به ادامه مطلب توجه کنید.

چند پست قبلی در مورد مزیت تایپ سریع بود که مفصل توضیح دادم و نظرات شخصیمم گفتم.  یه چند ماهی هست که ایده این بازی تو ذهنمه ولی همیشه با ترس از عدم استقبال همراه بوده و دلیلی نمیددیم مطرحش کنم. اما گفتم مارا چه باک است، کسی شرکت هم نکرد حداقلش این است که میگوییم ما هم یه زمانی بازی وبلاگی راه می انداختیم. اما چقدر خوب میشود که ملت و خونندگان سعی کنند توی این بازی مفرح شرکت کنند و همه با هم لذت بیشتری ببریم از سری بازیهای وبلاگی.

اما کم و کیف بازی: در واقع در این بازی، قدرت و سرعت تایپ شما سنجیده میشه. شما باید بعد از آمادگی کامل در یک مسابقه سایت تایپ ریسر شرکت کرده و سپس سریعترین زمان تایپتان را با استفاده از هر ابزاری که صلاح دیدید عکس گرفته و در این سایت( یا هر سایت دیگر) آپلود نموده و همراه با توضیحات در وبلاگتان و یا اگر وبلاگ ندارید در کامنتدونی همین پست ذکر کنید. همین!

مانند عکس زیر- به عنوان نمونه کار- گرفته شده با ابزار Snipping Tool از مایکروسافت.

capture.jpg

.

توجه: بعد از گذشت چهار روز از تاریخ این پست تمامی شرکت کنندگان در این بازی در این پست معرفی میشوند و با در معرض دید گذاشتن نتایج برنده و در واقع بهترین تایپیست از میان شرکت کنندگان انتخاب میشود. و به رسم یادبود به اون لقب «تایپیست» را میدهیم.

.

اگر تمایل دارید، و میدانید مطالب اینجارو ممکنه از دست دهید، هر چه سریعتر مشترک فید وبلاگ شوید…

بازی وبلاگی: تاپ تن فیلم‌تان

مقدمه: اصولا اگر بخوایم یکی را بهتر بشناسیم، چه کار میکنیم؟ دو نکته را باید بدونیم، اولش اینکه هر کسی دوست داره در مورد علاقه مندیاش یه هم صحبت داشته باشه و در اون موارد علاقه اش صحبت کنه. و طبیعتا شخصی را که در حوزه های علاقه مندی هایش پیدا میکنه به مراتب به شخصی که در حوزه های علاقه مندی های اون نیست بیشتر واکنش و صمیمت نشان میدهد. که این یک اصل طبیعی انسانه و در همه انسانها هم وجود داره. نکته دوم و مهم اینکه هر شخصی را میشه به میزانی خوب نسبت به چیزهایی که به نظرش میاد و موردعلاقه اش هست شناسایی کرد، بهتر شناخت و درکش کرد. به این معنی که اگر علاقه مندی شخصی نسبت به موضوعی شدید است، بدانید که زندگیش تحت تاثیر این علاقه است و بالطبع زندگیش بر آن روال.
ترکیب این دو مورد بالا یه معجون قوی را میسازه برای شناخت راحت افراد و همچنین ارتباطات بهینه و پایدارتر. که همه ی ما میدونیم و شنیدیم که اگر خواستی کسیا بشناسی، برو ببین دوست نزدکیش چجوریه.

هدفم از بیان مقدمه بالا، ایجاد بازی وبلاگی است در ادامه بازی وبلاگی قبل (چهار وبلاگ محبوب) و  در جهت شناخت و ارتباط بهتر وبلاگنویس با مخاطبانش. و هم به نوعی معرفی فیلمهایی که از دیدنشون نباید غافل بشیم.

موضوع بازی:
تاپ تن بهترین فیلمتان که تاکنون دیدید:

من(رضا.ب):

  1. Titanic
  2. Requiem For A Dream
  3. ScarFace
  4. Se7en
  5. The Prestige
  6. Forrest Gump
  7. Ratatouille
  8. Memento
  9. Sweet November
  10. Eyes Wide Shut

.

توجه: دوستان وبلاگنویس و خواننده ی این وبلاگ همه دعوتید. فقط خواهشی که دارم فیلمها را با نام اصلی نام ببرید و در صورت توان دادن لینک به وبسایت معتبر پروفایل فیلم.

.

در صورت تمایل مشترک فید وبلاگ شوید…

بازی وبلاگی: چهار وبلاگ محبوبتان!

همیشه دنبال وبلاگهایی میگردم که باب میلم منویسند، وبلاگهایی که مثل من فکر نمیکنند، وبلاگهایی که زیبا مینویسند، وبلاگهایی که آنقدر ارزش خواندن دارند که یک کتاب. همیشه به لینکهای دوستان در گوشه موشه های وبلاگهایی که خیلی دوستشون دارم سرک میکشیم تا بلکی یه وبلاگ تازه، یه انرژی ناشناخته دوباره کشف کنم به گودرم اضافه کنم و منتظر انتشار مطلب جدیدش بشم. میدونم که این حس من تقریبا توی خون اکثر وبلاگنویسها هست.
هدفم از بیان این مطلب دعوت از هر وبلاگنویسی که این مطلب را میخواند به نام بردن چهار وبلاگی که عاشقانه دوست دارد و همیشه میخواندش. شاید این را بازی وبلاگی بشود گفت، شاید نه. و شاید قبلا این حرکت در گوشه ای دیگر در جای دیگر این وبلاگستان پهناور انجام شده(که حتما شده) اما همیشه تازگی دارد و ارزشمند است.
میدانم چهار تا خیلی کم است. من خودم بیش از دویست وبلاگ را دنبال میکنم و همه اشونم دوست داشتم که توی گودرم سابشون کردم. اما با زور و فشار میشود چهار تایش را جدا کرد.

چهار وبلاگهایی که همیشه دوست دارم بخوانمشان(بدون ترتیب): سه روز پیشلنگ درازیه وجب خاک اینترنتیه مهندس خسته

هر وبلاگنویسی که این مطلب را میخواند در صورت تمایل این لیست چهار وبلاگ محبوبش را در وبلاگش منتشر کند تا دیگران هم با وبلاگهای خوب دیگر آشنایی پیدا کنند و در کامنتدونی یا با لینک به این پست در وبلاگشون (که پینگ بشه) من را مطلع کنند و در پایین همین پست لینک میدهم. درضمن همه هم دعوتند و نخواستم نامی بیارم ترسیدم اسمی از قلم بیافته.

مشارکت کنندگان در بازی:

هدی از وبلاگ «روزنوشت های یک دختر نسبتا خوشبخت» (+)
خانوم یه نقطه ای از وبلاگ «خانوم یه نقطه ای» (+)
مسعود از وبلاگ «نوشته های بی پایان» (+)
آزاده از وبلاگ » دل نوشته های دینه» (+)

چهارشنبه سوری،خاطرات و احساسات

بیست و هفتم اسفند امسال جشن باستانی چهارشنبه سوریه(در اصفهان به چهارشنبه سرخی هم معروفه). که حتما هم میدونید.آخرین شب سه شنبه سال- که در واقع آخرین چهارشنبه از نگاه قمری میشه؛ چونکه تو قمری غروب آفتاب را به جای نیمه شب ما، شروع روز بعد حساب مکنه- ملت میریزند بیرون و کلی هم کیف و هال میکنند. من این سنت تغییر یافته را چندسالی است متوالیا پیگیرش هستم. در این مطلب کمی از خاطرات و دانسته های  ضروری سنت چهارشنبه سوری میگم. خوشحال میشم اگر بدونم و بدونیم که شما چهارشنبه سوری چه میکنید؟!

تو ایام دوری – بعد از اسلام- خرافه ای بوده که همه ملت معتقد بودند چهارشنبه روز نحسیه. عینا مث 13 که گویا این عدد به نحسی بیشتر شهره است. مثلا میگفتند چهارشنبه دیدار مریض نریم، یا مثلا مسافرت نریم و از این خرافه هایی که از اعراب به ایران اومده. جمله معروفی که فک کنم هنوز هم ملت ازش استفاده میکنند «زردی من از تو،سرخی تو از من» که در واقع هدف از بیان این جمله در قدیم برای از بین بردن بیماریهای و بدبختیهای سال پیش به وسیله آتش بوده.و اصولا به همین منظور آتش روشن میکند. بعضی از سنتهای مرسوم این جشن پرشکوه سابق این بوده که تو کوزه آب و سکه میریختند،و میشکستند. اسفند دود میکرند. دروه آتیش و در محفل دوره هم آجیل میخورند و فال میگرفتند. و حتی فال گوش وامیستادن. که مثلا حرف فلان کس را گوش کنند ببینند چی گفته و براساس تفاسیری که از یه جاشون در میارند نسبت به سال آینده شون تصمیم بگیرند.

من به شخصه چیزی که از این چهارشنبه سوری ها دیدم خیلی متفاوت با اون سنتهایی بوده که براساس اون چهارشنبه سوری به وجود اومده. مسلم است که افراد کمی در مورد علت برگزاری این شب به درستی آگاهی دارند. چون اگر آگاهی داشتند اونا به این شدت تغییرش نمیدادند.

کلا روال این شب در چندین سال اخیر بیشتر شبیه موش و گربه بازی بوده.که فلان فرد به اصطلاح شرور یه ترقه خفن میزنه یا یه آتش خوف درست میکنه و فلان ماموران به دنبال کشف هویت و بازداشت اون فرد راه میافتند! البته در این دو سه سال اخیر این شدت کمتر شده. چون هدف رژیم(حکومت) ریشه کنی از این سنت بود. اما همه ما میدونیم که اگر چیزیا بخوان پنهان کنند. همه تازه تشنه اش میشند. و همینطور هم شد. و شدیدتر شد. تا جایی که در این سالهای اخیر،نیروی انتظامی جاهای مخصوصی را برای تفریح راه انداخته، که هم کنترل شده باشه. و هم خطرش کمتر باشه. و حتی در آتشنشانی ها و مراکز فروش رسمی دولت، ترقه های کبریتی بیخطر! هم فروش میرسانند. چندین کار دیگه ای  دولت برای کنترل این شب میکنه.مثلا استفاده از برنامه های به اصطلاح آموزنده و دلخراش از پربیننده ترین رسانه کشوری.که طبیعتا بر روی پدر مادرها تاثیر شگرفی میگذاره.

خاطراتی که در این سالها من از این شب دارم. اکثرا جذاب و به یاد ماندنی بودند.مثلا گزمه ای راه افتادیم با چندی از بچه های شرور! و کف خیابونهای شهر شروع میکردیم ترقه زدن. یه عده گزمه هم اونوره خیابون بودند. که روی غورت افتاده بودیم. اونا بزن و ما بزن. یه عدد الگانس با چندین سرباز که فک کنم تازه کار هم بودند از ماشین پیاده شدند. و دنبال ما افتادند. ما هم که نترس! واستادیم. من از ترس داشتم سکته میزدم!. یه مشت ترقه هم دستم بود. شنیده بودم اگه بگیرند تا 13 عید توی بندیم. یکمی از ترقه ها رو ریختم توی جوب که کنارم بود. اما بقیه اش را حیفم اومد. ریختم تو جوراب و کفشم. اما تا دیدند ما گزمه ای نترس و بیخطریم ولمان کردند. البته دو نفر از اشرار را گرفتند و یکیشان که تا 6 ماه تو بند بود. بعد از یه ساعت که ترقه ها را درآوردم اکثرا خیس و وارفته شده بودند.

خاطره ای خیلی خاص نیست که بتعریفم. چون میدونم این چیزهایی که من دیدم. در سطح عادی اش را همه اونایی که رفتند، دیدند.

در پایان دوست دارم دعوت کنم از آجرپارهیک مهندس خستهتوهم نامه –  نوشته های بی پایانصحبت (سروش)نانوا –  ساحلادومید – حکیمه – یکی بود،یکی رفته بود(آرمیتا)عبیدهدی که چهارشنبه آخر سال خودشونا چطور میگذارنند؟! و احیانا اگر خاطره ی جذابی دارند بتعریفند. همچنین از تمامی افرادی که در بالا نوشته نشدند و این مطلب را میخونند دعوت میکنم اگر چیزی هست بگند و حتما در زیر این مطلب لینک میدم.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed


مشترک فید شوید !

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

توییتر

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

بالاترین امتیازها

آمار

  • 14,120 hits

لایک‌خور فید فیدبرنریم

به 1 مشترک دیگر بپیوندید