Posts Tagged 'زردنویسی'

انگیزه و ماجرای وبلاگنویسی من!

هفت هشت روزی از روز جهانی وبلاگ میگذره و با اینکه دیر شده اما ایمان جان من را دعوت کرده تا در مورد انگیزه ی وبلاگنویسی ام را بنویسم.
من از فکر میکنم پنج سال پیش یه وبلاگ در بلاگر به صورت کاملا اتفاقی ساختم. اون موقع هیچ مطلب خاصی ننوشتم. چند ماه بعدش به صورت اتفاقی با بلاگفا آشنا شدم. آن موقع بلاگفا تازه تاسیس بود تقریبا. و زیاد هم معروف نبود. یه وبلاگ داشتم که خیلی بهش توجه میکردم. در واقع انگیزه ی اصلی وبلاگنویسی من به این نوشتن در همون وبلاگه برمیگشت. با دو تا دیگه از دوستان وبلاگ داشتیم و رو کورس رقابت و اینا بود. جوون هم بودیم الکی برای کسب آمار روی قورت می افتادیم برا هم. البته بیشتر مطالب زرد و از نوع کپی/پیست بودند. بعدا به این فکر افتادیم که سه نفر(که یکیشون دوست خوبم، مسعود.خ بود) بشیم و یه وبلاگ مشتی بزنیم و رو دست این وبلاگهای موزیک را بزنیم. اون موقع یادمه میرفتم از سایت سرزمین لینک ورمیداشتم و یه آرشیو براساس حروف الفبا درست کرده بودم از آلبومهای موزیک. خیلی تلاش کردیم، شبانه روز وقتما این وبلاگ میگرفت. اونم با دیال آپ. بعدا از بلاگفا بیرون اومدیم. و وبلاگی در میهن بلاگ درست کردیم. اون موقع بعد از تلاش ماه ها به آمار قابل توجهی رسیدیم. که یه وبلاگ کاملا زرد و نسبتا با مطالب دزدی بدون منبع بود. تا موقعی که آن وبلاگ فیلتر و بعدا توسط مدیر میهن بلاگ حذف شد. از اون موقع دیگه افتاده بودیم تو شوک فیلتر شدن وبلاگه با اون همه آمار و اینکه کنکورم در پیش بود. این شد که تا مدتی اصلا بی خیال وبلاگ داری شدیم. و واقعا خوشحال بودم که دیگه وقتما اینطوری از بین نمیبردم. وقت کشی تمام بود. کار من آن زمان وبلاگنویسی نبود، دور باطل بود. مطلب زرد کپی/پیست کردن، پستهای بی نظر داشتن و آمار کاذب نتیجه ی مزخرف وبلاگنویسی من در سرویسهای وطنی بود. که از همینجا لعنت بر همه شان میفرستم. که نتوانستند به ما بفهماند وبلاگنویسی چطور است. الان هم وضعیت به خدا بدتر شده تو اون سرویسا. اینه که این ماجرا ول شد تا وقتی رفتیم دانشگاا یه وبلاگ درست کردیم که سعی کردم چندنفری را نویسنده وبلاگ کنم. تا حدودی هم تونستم یه عده ای را جمع کنم اما بعدا فروریخت و درش تخته شد. تا اینکه یه دوستی داشتم به نام رضا رنجبران که من را تشویق کرد توی وردپرس بنویسم. دیگه اون موقع واقعا تصمیم داشتم از دنیای نت و بلاگنویسی کنار بگیرم. چون جز علافی و وقت کشی چیز دیگری برای من نبود. اما از زمانی که به وردپرس آمدم طعم خیلی از لذتهای وبلاگنویسی را چشیدم. و فهمیدم دنیای وبلاگنویسی یعنی چه. دیگه زرد ننوشتم. دیگه کپی نکردم. سعی کردم خلاقیت کنم و الخ. بهترین دوستان اینترنتی ام را در همین وردپرس پیدا کردم که انصافا هم انسانهای جالبیند و هم میشه ازشون همیشه یادگرفت. یکی از اون افراد ایمان نعمتی بود. که واقعا پسر نازی هست. که من شخصا بهش مدیونم به خاطر چیزهایی که ازش یادگرفتم. البته افراد بسیار دیگری هم هستند که در زندگی شخصی ام مستقیما موثر بودند. در وردپرس هم یکبار وبلاگم فیلتر شد و الان هم که شیش هفت ماهیه اینجام. و این شد قصه ی وبلاگنویسی ما.

سیگاری جماعت

مقدمه: زردنویسی اصولا کار بسیار راحتیست. ماشاالله سوژه هم که تا دلتون بخواد هست. زردنویسان دنبال کسب مخاطبان سطحی نگر و عوام هستند. وچون محتوای اینجور مطالب عامه پسند است مورد توجه هم قرار میگیرد. ولی در نقطه ی مقابلش باکِسوتان و باسوادانی قرار دارد که هم تنفر ویژه ای از زردنویسی دارند و هم در پی امری مهمتری از جذب خواننده های سطحی اند. و همیشه طوری ژست میگیرند که نه، ما جزو زردها نیستم واز  زردها هم بدمان میاید. برای همین هم همیشه آنطور که باید و شاید به حقشان نمیرسند.

والا ما که سیگاری نیستم. اما دوستانی که وبلاگ را میخونند سیگاری توشون هس. نظرتون چیا رفقا، سیگاریا؟!


مشترک فید شوید !

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

توییتر

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

بالاترین امتیازها

آمار

  • 14,107 hits

لایک‌خور فید فیدبرنریم

به 1 مشترک دیگر بپیوندید