Posts Tagged 'شیخ نظام'

کاش میشد کَش میداشتیم

روزی شیخ نظام، به این فکر افتاد که قبل از او هم بودند کسانی که همچون خود، استاد بودند و ای بسا بهتر و قویتر. پس، تصمیم برآن گرفت کاری نو کند.
گفت، میخواهم چند مصراع شعری بگویم که آنقدر واج آرایی درش باشد که آب دهان خواننده پشت دندان و زیر زبانش چنان جمع شود که از شدت ناتوانی در تمدید کلام و اتمام شعر مجبور به قورت دادن ناگهانی مقدار زیادی آب دهان باشد.
آن شعر چنان به عظمت شیخ افزود که قطعا و یقینا مثال زدنی بود. اما متاسفانه، ناکسان و بی رحمان مقدار زیادی از آن اثر را از بین بردند و همکنون فقط چهار بیت از آن وجود دارد. باشد که انتشار همین شیخ نظام را خوشحال کند.

شیخ در جهت اصلاح امور کشوری میفرمایند:
کاش کِشت کشمش داشتیم
کاش میشد کَش میداشتیم
کاشت کشمش و برداشت کَش میداشتیم
کشور پر کشمش و با کَشی میداشتیم

کَش، کِش و کشمش، کشک نیست
کِشتی کشور  از بی کَشی شکست
کُشتی گرفتی با کَش، درهم شکستی کشور
یا بِکُش کَش را یا کَش بیاور کشور

.
توضیح کَش : حافظه ایست کوچک اما فوق العاده سریع از جنس SRAM که به آن حافظه نهان هم میگویند. ترانزیستور، این قطعه را تشکیل داده. کَش اصولا در ارتباط بین حافظه اصلی و CPU است. اخیرا تا سه سطح کَش در بازار موجود بوده. ولی کَش های مرسوم، کَش سطح یک و سطح دو است. کَش سطح دو به علت سرعت کمتر و ارزانی، حجم بیشتری داراست. اما کَش سطح یک که در کنار هسته ی ریزپردازنده است حجم کمتر ولی در عوض سرعت بسیار زیاد و قیمت گرانی دارد. کار اصلی کَش سرعت بخشیدن به درخواست های ریزپردازنده از حافظه ی اصلی است. به دلیل اینکه رَم، از جنس DRAM است و از خازن ساخته شده، هم هزینه ی ساخت کمتری دارد و هم سرعت خیلی کمتری نسبت به حافظه هایی که با ترانزیستور ساخته شده اند. و همین کُندی سرعت، باعث میشود CPU با این سرعت بالا، به تاخیر و توقف بیافتند. با استفاده از پدیده ی Locality که احتمال دستیابی مجدد و یا دستیابی به اطلاعات مجاور را بیشتر میداند، آن مواردی را بیشتر در کَش میآید غالبا همانهایی هستند که ریزپردازنده آنرا میخواهد. و همین امر از اکثر قدرتهای ریزپردازنده در جهت افزایش سرعت و بازدهی استفاده میکند.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

Advertisements

شدن خواهی؟

حکایتی از شیخ معظم، شیخ نظام:

در گذر از کوچه، فردی را دیدم که نالان و سرگشته بود. از ظاهرش، پی به باطنش بردم و برایش این چنین گفتم:
شدن خواهی؟ پس، باید شد
گر نشدی، پس، نشو ناخوش
برای شدن، تلاشها باید شد
گر شدی، پس، باش تا باشی

در جایی دیگر شیخ میفرمایند: اصول و قوانین موفقیت در زندگی را، آدمهای ناموفق هم میدانند، اما فرق بین عالم بی عمل با عالم با عمل، تفاوت بین انسان موفق و انسان ناموفق را میسازد.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed


مشترک فید شوید !

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

بالاترین امتیازها

آمار

  • 14,147 hits

لایک‌خور فید فیدبرنریم

به 1 مشترک دیگر بپیوندید