Posts Tagged 'مینیمال'

مینیمال‌ها و وبلاگستان

تقریبا دو سه سالیست، وبلاگستان فارسی، شاهد رشد بی‌سابقه‌ی سبکی جدید در وبلاگنویسی بوده. که دهن به دهن چرخیده و دیگه الان رایج شده میگن وبلاگ‌ «مینیمال»ی. تعداد این وبلاگ‌ها هر روز در حال رشد بوده تا به امروز. رشد بسیار سریعی که وبلاگهایی با موضوعاتی نظیر آی‌تی، روزنوشت و دل‌نوشت که شاید مهمترین مطالب مورد توجه مخاطب وبلاگستان فارسی بوده رو تحت‌الشعاع قرار داده و به چالش جدی کشیده. بررسی این موضوع از این حیث اهمیت ویژه داره:
اینکه، اهمیت ناگهانی، مطالب کم‌خاصیت ولی جذاب که منجر به هدایت شدن وبلاگستان به سطح پایین‌تری از تولید مطالب مفید در سطوح مختلف اعمم از آی‌تی یا موارد خاص و غیره بشود، میتواند تهدید کننده فضای کلی وبلاگستان فارسی باشد.
اگر در نظر بگیریم، جدی‌ترین دنبال‌کنندگان وبلاگستان فارسی، همان گودریان هستند: که با لایک‌هایشان و شیر کردن‌هایشان و حتی کامنت و نت‌هایشان به نویسنده‌ای انگیزده میدهند یا دیگری رو بی‌انگیزه میکند، این خطرها و تهدیدها آنقدر در فضای گودر بارز جلوه می‌کند که در این سایت میشود به وضوح این مسئله رو حس کرد. همچنین به‌وضوح میشود دید، که چقدر مطالب چند کلمه‌ای گُل‌درشت توفیق خوانده شدن بیشتری پیدا میکنند حال آنکه در این حد حق‌اشان نبوده. همین انگیزه‌های مضاعف، باعث شده حجم انبوهی از این وبلاگ‌ها فضای گودر رو پر بکنه. رفته رفته با استقبال بیش از حد و به‌خصوص افزوده شدن لایک به گودر، موجبات پیدایش سلسله وبلاگ‌های گروهی رو پدید آورد. از جمله، مملکته داریم؟. که این وبلاگ با اینکه حتی پنج ماه هم از مدت شروعش نمیگذرد، توفیق کسب بهترین وبلاگ فارسی را(دویچه‌وله) یافته. وبلاگ‌های گروهی دیگری هستند که به‌شدت مورد توجه قرار گرفته‌اند(+). در گودر +100 لایک میخورند و اصلا با هر پستی یه موجی در گودر به‌راه می‌اندازند.
این‌ها، عامل‌هایی هستند که گرچه جذابند، ولی فضا را کم‌کم آلوده میکنند و میشود فرندفیدی که چت‌روم نبود ولی شد. و در واقع، آن فضای منحصر به فرد گودر، به فضایی میرسد که درصد زیادی از شیر فیدها صرف مطالب مینمال میشود و حق دیگر مطالب زایع میشه. و از آن حالتی که باید باشد، خارج میشه و دیگه با یه فیدریدر معمولی فرقی نمیکنه.
وبلاگنویسی در ایران، رتبه‌ی دهم در دنیا رو داره و با توجه روند رشد این پدیده(مینیمال‌)، نظریه زوالِ وبلاگ‌ها را بیشتر در مورد وبلاگستان فارسی تایید میکنه. که تازه، شخصی با نفوذ بالا بیاد و به‌راحتی این مسئله‌رو تایید کنه و ترویج کنه(+).

مشترک فید وبلاگ شوید…

Advertisements

ناامیدی در امید

ترس، اضطراب، وحشت، هراس و نگرانی در افکار و روانش ریشه دوانیده بود. او محکوم به زوال بود و هر لحظه رو به اضمحلال میرفت. آخر اوتنها، مریض و بی مصرف بود. اما شکست و مرگ را بر خود تسلیم نکرد. کمر همت بست. امید هدفش شد، پشتکار وسیله اش. تاخت و تاخت. ولی دست آخر مرد.

نصیحت

یک وجه از «نصیحت»ی که برخی میکند برمیگرد به سن و سال و کثرت تجربه. یک وجه دیگر اشاره به خودبزرگ بینی و خُردنگری جمعی دارد. اما وجهی از نصیحتی که برخی میکند بر میگردد به گوش به زنگ کردن خود. فردی مانند خود میبابند و چون همذات پنداری میکنند هدف گم شده اشان را در قالب نصیحتی به فرد، متوجه خود میسازند و در واقع خود را نصیحت میکند.

درد

خواباند زیر بیضه ام. بشکند پاهایش. از حال رفتم. دلپیچش و بیضه درد، دو درد سخت و جان درآور. هرچه میگذشت به دل دردم می افزایید. زانوهایم را بغل کرده بودم و روی زمین به خودم میپیچیدم. درد فراموش نشدنی داشت. بعد از ساعتی که آرام دردش به تسکین میرفت، یک حس فرازمانی مرا گرفت. حسی که به انسان روحیه و امید به زندگی میدهد بطوریکه ارزش و قدر زندگی را بهتر درک میکند. حالتیکه که انسان با خودش قول میدهد از فرصتهایش بهتر استفاده کند. بعد دوباره درد تکرار میشود.


مشترک فید شوید !

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

توییتر

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

بالاترین امتیازها

آمار

  • 14,147 hits

لایک‌خور فید فیدبرنریم

به 1 مشترک دیگر بپیوندید