Posts Tagged 'نوشتن'

نوشته‌هایی از ننوشتن‌هام

واقعا شرمنده خواننده‌هامم. کلا یه‌مدت از اینترنت کناره‌گیری کردم. من Lost & Confused شدم. نه گودر، نه چت و الخ. کلا هرچی از سنم بیشتر میگذره، ساکت‌تر میشم. بیشتر تو جمع‌ها سکوت میکنم. بیشتر جلوی حرفامو میگیرم. چون هر روز که میگذره میفهمم که چقدر من نمیدونم!. و هر حرفی را آنچنان سنجیده میخوام بزنم که یه‌وقت کسی فکر نکنه من اینقدر نمیدونم. که اینقدر این خودداری زیاد میشه که سکوتم کش‌دارتر و ممتدتر میشه. و این میشه که اینجا هم دیر به دیر آپ میشه. حرفی هم برای گفتن ندارم زیاد. حتی حرف‌های سخیف و مضحک که کسی روش حسابی باز نمیکنه، کمتر میزنم. چون به‌اندازه کافی این‌جور نوشته‌ها نوشته میشند. خوشبختانه نویسنده‌های خیلی قادری در سطح وبلاگستان هستند که باورتان نمیشود بسکه از نوشته‌اشان لذت میبرم. گاهی نوشته‌هاشون را پیرینت میگیرم و چندبار از روشون میخونم. خب در چنین جمعی، من سعی میکنم بیشتر ساکت باشم تا بخواهم تکراری باشم و حرف بی‌سروته تحویل مخاطب بدم. و یا چرت‌وپرت ببافم و یه‌عده‌ی رو علاف کنم. باور کنید هر پستی که تو این وبلاگ هست با کلی فکر و تلاش برای متفاوت نوشتن و جذب مخاطب بوده، نوشته شده. این حرفارو نمیزنم که بگم دیگه نمینویسم. من با نوشتن آنچنان انس گرفتم که توان ترک یا ننوشتن ندارم. اما، در این فضای فعلی وبلاگستان بهتر است سنجیده‌تر و محتاط‌تر نوشت. تا مخاطب رو راضی کنی فیدتو برای همیشه بسابه. به‌زودی سعی میکنم برگردم به نوشتن‌هام.
ممنونم که فیدمو در گوشه‌ی فیدریدرتون گذاشتین و هنوز هم دوست دارین منو بخونین.

پ.ن: آهنگ صفورا به نام Drip Drop از آذربایجان تو یوروویژن امسال بود که پنجم شد، رو از دست ندید.

مشترک فید وبلاگ شوید…

Advertisements

گذار از «نوشتن»

حدود یک ماهی میشه که کلا حضور شفافم در نت خیلی کمرنگ شده. دلایل متعدد دال بر این موضوع هست. شاید علت اصلی که در این مدت در نت خیلی بی بخار و کمتر ظاهر شدم، واکنشم نسبت به حوادث تاثیرگذار اخیر و گذار خودم از «نوشتن» بود. چندین مطالب درفت شده که با خودسانسوری همراه بودند را منتشر نکردم و چندین داستان کوتاه و حکایتی که نوشتم و شعری که در سه صفحه پی دی افش کردم حتی.
اما، قصد کردم که از این شاخه هنر(ادبیات) به کل بیام بیرون و دورش را یه خط بزرگ قرمز بکشم که دیگه این علاقه شدید منجر به بازگشت و بدبختی دوباره ام نشه. البته، نوشتن و نویسندگی خیلی در من حالتهای عجیب و جالبی ایجاد کرد و چیزهای مفیدی هم آموختم که هرانسانی در سنین من باید بداند و استفاده کند. باید بداند ادبیات ایران چقدر مایه افتخار است و باید در رشد و بالندگی این تک بوته سبز از هنر و فرهنگ ایران زمین نقش داشته باشد. باید بداند چه برسر فرهنگ ادبی کشور آمده که حتی با خودسانسوری نویسندگان برجسته توانایی انتشار آثار خود را ندارد. باید بداند صادق هدایت که بود. باید بداند … افراطی که من در سعی نوشتن به کار بردم باعث شد از آن ور بوم بیافتم و به نوعی سرخورده شوم. برای همین تصمیم به گذار از نوشتن گرفتم. البته همواره دوست دارم این حس در من جاری باشد ولی نه به عنوان هدف.

پی نوشت: عکس زیر از صفحه ترندهای گودرمه که به نوعی اثبات کننده مطالب بالاست.
https://i0.wp.com/img.piqlet.com/capture1.jpg

توجه : مطلب بعدی » بهترینهای موزیک سال 87″ (از نظر شخصی) است. اگر تمایل دارید این مطلب را از دست ندهید مشترک فید شوید.


مشترک فید شوید !

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

توییتر

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

بالاترین امتیازها

آمار

  • 14,147 hits

لایک‌خور فید فیدبرنریم

به 1 مشترک دیگر بپیوندید