Posts Tagged 'وبلاگنویسی'

روزنوشت[کم بنویس!، هنرمند جماعت]

کم‌کم و به تدریج از حجم پست‌هام در گذر زمان کم شده. نه تنها من، بسیاری از وبلاگنویسان به سمت کم‌تر نویسی-در هر یک پست- دارن پیش ‌می‌رن. حجم وبلاگ‌های مینیمالیستی در حال افزایشه. و حجم مطالب عادی وبلاگ‌ها در حال کم شدن. ملت تو گودر بیشتر فیدهای کم حجم و پُرمغز رو لایک میزنن، شیر میکنن و دست به دست می‌چرخونن. اینا نشونه‌ی اینه که تمایل عمومی خوانندگان وبلاگ‌ها و نوشته‌های غیرخبری به سمت اونیه که حجمش کم‌تره. وبلاگنویس با علم به اینکه کم‌تر بنویسه بیشتر خوانده میشه، قسمتی از حرفاشو قیچی می‌کنه و به نوعی سعی میکنه کامپکت صحبت کنه. نمونه بارزش خودمم. مخصوصا در چند ماه اخیر سعی کردم کامپکت‌تر و خلاصه تر پست بدم. چون دوست دارم بیشتر خونده بشم، بیشتر لایک بخورم و شیر بشم.

اونایی که توئیتر من رو دنبال میکنن شاهد اینن که بنده خیلی هواخواه موسیقی عرب هستم. خب واقعا کارشون رو دوست دارم و دنبال می‌کنم، موردیه؟ ولی فک نکنین من موزیک عربی گوش میدم از عربا هم خوشم میاد. من اگر روزی قدرت داشتم، عرب و عربی رو نابود میکردم. در واقع انتقام می‌گرفتم. انتقام کشور نابود شده‌ام. حس ناسیونالیستی و عرب‌ستیزی همواره در من جریان داره. اما بر پایه‌ی سخن زیبای : «سخن را ببین چه می‌گوید، نه آنکه که می‌گوید»، باید توجه داشت هنر هیچ ربطی به این مسائل نداره. هنر، رو باید ازش لذت بُرد، در تولیدش سهیم بود و همواره از هنرمند از هر جایی و با هر منشی هست باید حمایت کرد. و از ابراز علاقه نسبت به هنرمندی خاص، هرچند جواد، ناموفق و گاگول نباید دریغ کرد.

مشترک فید وبلاگ شوید…

پ.ن

پ.ن 1: وبلاگنویس چرا مینویسد؟ مینویسد چون از نوشتن لذت میبرد. چرا لذت میبرد؟ چون خوانده میشود. وبلاگنویسی که با فیدبک کمی روبروست و آمار روزانه اش از انگشتان دستش تجاوز نمیکند و حتی از اونایی که فیدشو میخونند بازخوردی نمیبینه باعث میشه انگیزه اش در نوشتن تحلیل بره. فاصله های پستهاش روز به روز زیادتر بشه. کیفیت پست جدیدش از قبلی ضعیف تر و در کل وبلاگش کم ارزش میشه. هم برای خودش هم برای خوانندگانش.

پ.ن 2: یکسری وبلاگهایی را میشناسم که در عین خوب نوشتن و تلاش زیاد، برای مدت زیادی گمنام ماندند. آنها هم مث این پست من بارها یه خوانندگانشان ذکر کردند که علت کاهش انگیزه در پست دادن مرتب و بامحتوا، عدم دریافت مکفی فیدبک از طرف خوانندگان بوده.

مشترک فید وبلاگ شوید…

نظریه زوالِ وبلاگ

مقدمه:
سرویس وبلاگ از اولین روزهایی که اینترنت رونق گرفت، مطرح شد که یکی از قدیمی ترین سرویس های عام اینترنتی شناخته میشود. اما اخیرا زمزه هایی مبتنی بر زوال* این سرویس مطرح میشود. در زیر به دوعلت عمده اشاره میکنم و بعد یک نتیجه گیری میکنم و همانطور که مشخص است این صحبتها در حد نظریه هستند و هیچیک الزاما، کاملا درست نیستند.

* منظور از زوال، نابودی کامل نیست. کم توجهی روز افزون و رو به خاموشی رفتن منظور است.

کثرت وبلاگ ها:
سرویس وبلاگ مخصوصا در چند سال اخیر رشد جمعیتی بسیاری داشته و آن هم مربوط به جمعیت تازه واردی هست که فکر میکند وبلاگ باید داشته باشد و وبلاگی میزند و میشود یک وزنه ای برای خودش. شاید تلاش زیادی برای اوج گیری وبلاگش کند ولی تا تلاشهایش با کم خوانده شدن و دیده نشدن مواجه میشود، کاسه صبرش پر شده و قید وبلاگ نویسی را میزند. این دقیقا یک پروسه است که برای خیلی از تازه واردان و اللخصوص نا واردان اتفاق میوفتد. از جنبه ی دیگر میشود به قضیه نگاه کرد، که رشد و کثرت مخاطب عده ای وبلاگ محدود و موفق از یکسو و تکٌثر وبلاگها از سوی دیگر، خواننده های وبلاگی را کمتر به سمت وبلاگهای با آمار کمتر جلب میکند. و وبلاگنویسِ نامشهوری هر چند زیبا، تمیز و حرفه ای کار کند، بعد از چندی سردی و عدم استقبال مخاطبان را بیشتر حس کرده و کناره گیری میکند.

رشد شبکه های اجتماعی:
در این چند سال اخیر و با آمدن تکنولوژی های وب 2.0 یی، توجه کاربران اینترنت را بیشتر معطوف به این سرویسها کرده است. از آنجا که فعالبت در شبکه های اجتماعی بسیار فرندلی تر از کار با سرویسهای خشک و تک منظوره وب 1.0 ی هست، کاربر را به سمت این شبکه ها، بهتر و بیشتر هدایت میکند. به عنوان مثال، روزنوشت های وبلاگی تبدیل به توییت شده. چرا که توییت ها کارآمد تر و بهینه ترند. دسته ای از کاربران اینترنت که مخاطب صرف محسوب میشوند در چند سال اخیر نسبت به این شبکه ها واکنش بسیار خوبی داشته و دارند. و همین باعث شده مقدار زیادی از خوانندگان وبلاگی ریزش کند. از سوی دیگر عده ای از وبلاگنویسان، ولو حرفه ای و کاربلد، ترجیح میدهد به جای تولید مطلب و گذاشتن وقت برای نگارش پست سعی کند با سرویسها جدید و کارآمدتر خودشان را مشغول کنند. و این هم نیز خودش نشان از آن دارد که این سرویس از این دو جهت هم رو به زوال است.

نتیجه گیری:
با توجه به مطالب گفته شده، میشود گفت، سرویس وبلاگ در چند سال اخیر به صورت کاملا محسوس به زوال کشیده خواهد شد. و به دلایلی که اشاره کردم نقش وبلاگ و وبلاگنویسان در فردا، کمرنگتر و بی بخار تر از امروز و دیروز خواهد شد.

Balatarin

مشترک فید وبلاگ شوید…

انگیزه و ماجرای وبلاگنویسی من!

هفت هشت روزی از روز جهانی وبلاگ میگذره و با اینکه دیر شده اما ایمان جان من را دعوت کرده تا در مورد انگیزه ی وبلاگنویسی ام را بنویسم.
من از فکر میکنم پنج سال پیش یه وبلاگ در بلاگر به صورت کاملا اتفاقی ساختم. اون موقع هیچ مطلب خاصی ننوشتم. چند ماه بعدش به صورت اتفاقی با بلاگفا آشنا شدم. آن موقع بلاگفا تازه تاسیس بود تقریبا. و زیاد هم معروف نبود. یه وبلاگ داشتم که خیلی بهش توجه میکردم. در واقع انگیزه ی اصلی وبلاگنویسی من به این نوشتن در همون وبلاگه برمیگشت. با دو تا دیگه از دوستان وبلاگ داشتیم و رو کورس رقابت و اینا بود. جوون هم بودیم الکی برای کسب آمار روی قورت می افتادیم برا هم. البته بیشتر مطالب زرد و از نوع کپی/پیست بودند. بعدا به این فکر افتادیم که سه نفر(که یکیشون دوست خوبم، مسعود.خ بود) بشیم و یه وبلاگ مشتی بزنیم و رو دست این وبلاگهای موزیک را بزنیم. اون موقع یادمه میرفتم از سایت سرزمین لینک ورمیداشتم و یه آرشیو براساس حروف الفبا درست کرده بودم از آلبومهای موزیک. خیلی تلاش کردیم، شبانه روز وقتما این وبلاگ میگرفت. اونم با دیال آپ. بعدا از بلاگفا بیرون اومدیم. و وبلاگی در میهن بلاگ درست کردیم. اون موقع بعد از تلاش ماه ها به آمار قابل توجهی رسیدیم. که یه وبلاگ کاملا زرد و نسبتا با مطالب دزدی بدون منبع بود. تا موقعی که آن وبلاگ فیلتر و بعدا توسط مدیر میهن بلاگ حذف شد. از اون موقع دیگه افتاده بودیم تو شوک فیلتر شدن وبلاگه با اون همه آمار و اینکه کنکورم در پیش بود. این شد که تا مدتی اصلا بی خیال وبلاگ داری شدیم. و واقعا خوشحال بودم که دیگه وقتما اینطوری از بین نمیبردم. وقت کشی تمام بود. کار من آن زمان وبلاگنویسی نبود، دور باطل بود. مطلب زرد کپی/پیست کردن، پستهای بی نظر داشتن و آمار کاذب نتیجه ی مزخرف وبلاگنویسی من در سرویسهای وطنی بود. که از همینجا لعنت بر همه شان میفرستم. که نتوانستند به ما بفهماند وبلاگنویسی چطور است. الان هم وضعیت به خدا بدتر شده تو اون سرویسا. اینه که این ماجرا ول شد تا وقتی رفتیم دانشگاا یه وبلاگ درست کردیم که سعی کردم چندنفری را نویسنده وبلاگ کنم. تا حدودی هم تونستم یه عده ای را جمع کنم اما بعدا فروریخت و درش تخته شد. تا اینکه یه دوستی داشتم به نام رضا رنجبران که من را تشویق کرد توی وردپرس بنویسم. دیگه اون موقع واقعا تصمیم داشتم از دنیای نت و بلاگنویسی کنار بگیرم. چون جز علافی و وقت کشی چیز دیگری برای من نبود. اما از زمانی که به وردپرس آمدم طعم خیلی از لذتهای وبلاگنویسی را چشیدم. و فهمیدم دنیای وبلاگنویسی یعنی چه. دیگه زرد ننوشتم. دیگه کپی نکردم. سعی کردم خلاقیت کنم و الخ. بهترین دوستان اینترنتی ام را در همین وردپرس پیدا کردم که انصافا هم انسانهای جالبیند و هم میشه ازشون همیشه یادگرفت. یکی از اون افراد ایمان نعمتی بود. که واقعا پسر نازی هست. که من شخصا بهش مدیونم به خاطر چیزهایی که ازش یادگرفتم. البته افراد بسیار دیگری هم هستند که در زندگی شخصی ام مستقیما موثر بودند. در وردپرس هم یکبار وبلاگم فیلتر شد و الان هم که شیش هفت ماهیه اینجام. و این شد قصه ی وبلاگنویسی ما.

وبلاگنویس و خوانندگان

از وقتی که از مقوله داستان کشیدم بیرون خط تولید مطالب وبلاگ دچار سردرگمی و پراکندگی ناهمگون شده. قبلا و در حدود دو ماه قبل به عقب، نوشتن را برای خودم جزو روزمرگی های مهمم قرار میدادم. مثلا دیگه مهتر از اینکه شب امتحان دنبال سوژه برای نوشتن یه داستان باشی و بیشتر پاپی داستان نوشتن باشی تا پاس شدن درس؟!. و چون یکی از دغدعه هام سعی در نوشتن بود. طبیعتا روی وبلاگم هم بازتاب داشت که سکویی باشه برای خونده شدن. بنابراین مطالب وبلاگ اکثرن داستان و حکایت و شعر و اینجور چیزها بودند. و بالاخره یه ثباتی داشت. طرف میتونست تو گودرش منا بندازه تو تگ ادبیات مثلا. اما حالا چی ؟ یه مطلب سینمایی یه مطلب آی تی یه مطلب موزیک و یه مطلب … . به نظرم نباید سخت گرفت. اما، اصلا در زندگی هم نباید سخت گرفت. اگر سخت بگیری بهت هم سخت میگذره. مثلا اگر حی به خودت بگی من از فلان چیز میترسم، بیشتر میترسی. در حالیکه شاید هویت واقعی اون ترس پوچ و یا کم ارزش باشه. طبق قانون نانوشته ای هر شخصی میتونه توی وبلاگش هر چی بنویسه. از درد و دل و دلنوشته و عشق و عاشقیاش تا مطالب تخصصی و خفن علمی. ولی مشکل اینجاست که خواننده وبلاگ یه انتظاری از این نویسنده داره که مشترک فیدش میشه. پس باید نویسنده وبلاگ ضمن توجه به درخواستهای باطنی برای نوشتنش، گوشه نظری هم بر ماهیت مطالب و ارتباط تلویحی حتا با نوشته های قبلیش داشته باشه.
بنده هم سعی میکنم از این بعد فقط در حوزه های مورد علاقه ام بنویسم. حالا اگر تمایل داشتید مشترک فید وبلاگ بشید و اگر مطالب آتی مورد پسند نبود مرا از فیدریدرتان اخراج کنید :دی.


مشترک فید شوید !

RSS گودر

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

توییتر

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

بالاترین امتیازها

آمار

  • 14,107 hits

لایک‌خور فید فیدبرنریم

به 1 مشترک دیگر بپیوندید